نشانههایی از تمایل به اسکان در بین طایفه سِیَل در شهرستان دلفان - استان لرستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه مطالعات توسعه، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 گروه مطالعات توسعه، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
جامعه عشایری بخشی از جمعیت کشور میباشند، که عدهی از آنها همچنان کوچرو هستند، عوامل زیادی در گرایش آنها به ترک زندگی کوچگری تأثیرگذار بوده است. این پژوهش درصدد است با روش مردمنگاری و با ابزار مصاحبه عمیق به شناخت علل یکجانشینی در بین طایفه سِیَل بپردازد و در ادامه سعی دارد نگاه مردم کوچگر این طایفه را نسبت به یکجانشینی مورد کندو کاو قرار دهد. یافتهها نشان داد؛ عوامل مختلفی که عبارتند از: برنامههایِ دولتهایِ مختلف، مدرن شدن و شرایط اقلیمی به عنوان عوامل خارجی و سازوکارهای درون طایفهای، جنگها، افزایش جمعیت، کمبود مرتع، ارزش قائل شدن برای پسر بزرگِ خانواده، چند زنی، وابستگان یکجانشین، اصرارِ زنان تحت گرایش به رفاه و راحت طلبی، به عنوان عوامل داخلی در گرایش به اسکان تاثیر گذار بوده است. امروزه، نگاه به یکجانشینی در بین اعضاء طایفه متفاوت است، زنان و مردان مسن ایل تمایلی به اسکان ندارند زیرا تغییر برای آنها دشوار است. مردان میانسال با وضعیت اقتصادی مناسب نیز علاقهای به یکجانشینی ندارند زیرا با ترک کوچگری منافع حاصل از آن را از دست میدهند، و مردان فقیر نیز سرمایه و تجربه کار لازم را برای اسکان ندارند. از سویی، نگاه به اسکان در بین زنان میانسال به دو صورت است. زنان میانسالی که اکثر وابستگان آنها یکجانشین هستند برای اسکان تلاش میکنند اما زنانی که وابستگان آنها کوچگر هستند به اندازه زنان گروه اول تمایل به اسکان ندارند. زنان و مردان جوان نیز هیچ تمایلی به ادامه سبک زندگی کوچگری ندارند.