بررسی روانکاوانه شخصیّت های زال، کیکاووس و رستم با رویکرد تحلیل رفتار متقابل
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانش آموخته دکترای زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22077/islah.2022.5577.1129چکیده
در دورۀ معاصر و با اولویتیافتن تخصص در پژوهشهای ادبی، مطالعات میانرشتهای در نقد ادبی نوین به یک هویت و شاکلۀ مستقل در قالب گرایشی نو بدل شده است که از ارتباط میان حوزۀ روانکاوی و ادبیات میتوان به عنوان یکی از مهمترین آنان یاد کرد. از سویی، در نظریههای روانکاوی جدید، روش «تحلیل رفتار متقابل» که نخستینبار توسط «اریک برن» مطرح شد، به «تحلیل تبادلی» نظام رفتاری انسانها میپردازد و از تحلیل دادههای کلامی، رفتاری و پیشنویسهای زیستی، سعی در تفسیر کنشها و نتایج آن دارد؛ از سوی دیگر، شاهنامۀ فردوسی به عنوان متنی توانمند در ساخت و بهکارگیری عناصر داستان و ظرفیتهای بالای آن در دیالوگ، تبیین حالات، کنش، لحن و... میتواند به عنوان سوژهای مناسب در تحلیل با رویکرد متنمحورانه، قرار گیرد؛ درنتیجه این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفیـ تحلیلی و بر اساس دادههای متنی، به شناخت حالات نفسانی و متعاقباً تحلیل روابط متقابل در سه شخصیت زال، کیکاووس و رستم بپردازد و به چرایی شکلگیری تراژدی رستم و سهراب با توجه به نظام تحلیلی برن دست یابد. بر اساس نتایج بهدستآمده، اگر سطح «بالغ» روان شخصیتهای داستان، مهارت هدایت «والد» را میداشت، شاکلۀ روایت رستم و سهراب، مسیر تراژدی را طی نمیکرد و غلبۀ جنبۀ «والد» در شخصیت کاووس و رستم و عدم حضور زال به عنوان «بالغ»، هستۀ اصلی شکلگیری این تراژدی به شمار میرود.