نقد تطبیقی گرایش فکری و ادبی سهراب سپهری و والتر دولامر بر اساس نظریه‌ی ساز و کارهای دفاعی زیگموند فروید

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22077/islah.2022.5138.1087
چکیده

سهراب سپهری و والتر دولامر در دوره‌ای پرتلاطم‌ از تاریخ کشورشان زندگی می‌کنند. در این شرایط، اکثریت شاعران و نویسندگان، مسائل و مطالبات سیاسی و اجتماعی را دست­مایۀ خلق آثار ادبی قرار می‌دهند؛ اما این دو شاعر، نوعی رمانتیسم معتدل را در پیش گرفته‌اند و با پرداختن به تجربیات عاطفی، تمایل چندانی به آن تحولات نشان نمی‌دهند. همین گرایش متمایز سبب می‌شود برخی از منتقدان و شاعران،  آن‌ها را به عدم «تعهد اجتماعی» و «احساس مسئولیت» در برابر هم‌نوعان متهم کنند؛ اما اشعار انسان‌دوستانۀ این دو شاعر، این مدعا را با تردید روبه­رو می‌کند. از این­رو، ما در این تحقیق تلاش کرده‌ایم چرایی این گرایش را براساس مؤلفه‌های نظریه‌ای‌ با عنوان «سازوکار دفاعی» بررسی کنیم که با ابعاد این گرایشِ متمایز قابل ‌انطباق است. ما در خلال این گزارش درمی‌یابیم که ظاهراً این ناهم‌سویی با جریان فکری غالب، در اثر نوعی «سازوکار دفاع روانی» باشد که به‌واسطۀ یک فرایند ناخودآگاه در قالب آثار ادبی این دو شاعر بروز کرده است.