اسطوره و افسانه: کاربردی بینامتنی در بازی ها و اسباب بازی‌ها

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری پژوهش هنر، مدرس مدعو گروه نقاشی، دانشگاه الزهراء، تهران، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22077/islah.2022.5494.1117
چکیده

امروزه در حوزۀ رویکردهای میان­ رشته‌ای مقولات نسبتاً جدیدی مطرح شده است. مباحث میان­ رشته‌ای، محدود به مبانی نظری صرف نمی‌شود و به کمک آن، راه برای کاربردی­سازی علوم انسانی، خصوصاً ادبیات هموار شده است. ظهور ادبیات در بازی و اسباب­ بازی، طرحی نو در خوانش مخاطبان ایجاد کرده است. در اندیشۀ نشانه­ شناسانی چون رولان بارت، بازی و اسباب­ بازی‌ها در کنار بسیاری دیگر از نظام‌های نشانه‌ای، به مثابۀ متن، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. این متون به سبب ریشه داشتن در فرهنگ و ادبیات هر سرزمین، ازجمله داستان‌های اسطوره‌ای و افسانه‌ای، قابلیت بازتولید و تبدیل شدن یه یک گونه هنری دیگر را دارند و از این رو زمینه کاربردی سازی ادبیات را بیشتر فراهم می کند. در این مقاله پس از طرح متنیت بازی‌ها، به این سؤال پرداخته‌ایم که بازی و اسباب­ بازی‌های برگرفته از اسطوره‌ها و افسانه‌ها چه مؤلفه‌هایی از بینامتنیت دارند و چه نتایج احتمالی از این مقولۀ بینارشته‌ای می‌توان در حوزۀ ادبیات و کاربردی‌سازی آن متصور شد؟ در این مقاله که با روش توصیفی­ تحلیلی و از مسیر مطالعات کیفی انجام شده است، بازی‌ها و اسباب­بازی‌ها به عنوان نشانه‌های دلالت­ گر و متن در نظر گرفته می‌شوند و می‌توانند برگرفته از فرهنگ  ادبی و ملی اقوام باشند و این­گونه خوانشی متفاوت از اسطوره‌ها و افسانه‌ها به کمک این نشانه‌ها برای مخاطب ایجاد شود. کشف روابط بینامتنی بازی و اسباب­ بازی‌ها و اسطوره‌ها و افسانه‌های هر سرزمینی به عنوان راهکاری برای تولید بازی متناسب با زمینۀ ادبی و انتقال آن به مخاطب در نظر گرفته می‌شود و می­تواند ژانر ویژه‌ای ایجاد کند.