تأثیر رویکردهای مردمشناسانه انتشارگرایی، کارکردگرایی و ساختارگرایی بر باستانشناسی اسلامی با تحلیلی انتقادی بر تعاریف و روششناسیها
نویسندگان
1 گروه باستان شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران
2 عضو هیئت علمی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران
doi
چکیده
باستانشناسی اسلامی به مثابه ابزاری برای شناخت فرهنگ، هنر و تمدن سرزمینهای اسلامی است و مراحل مختلف تطورات فکری خود را از سر گذرانده و موجودیتی فرهنگی است که میتواند از عوامل مختلف فرهنگی تأثیر پذیرد. نوع نگاه به اسلام و فرهنگ اسلامی میتواند بر چند و چون باستانشناسی اسلامی تأثیرگذار باشد. پرسش اصلی پژوهش حاضر، این است که رویکردهای انتشارگرا، کارکردگرا و ساختارگرا به فرهنگ اسلامی چگونه بر باستانشناسی اسلامی تأثیر گذاشته است؟ به این ترتیب هدف این نوشتار درک تأثیرات این رویکردها در باستانشناسی اسلامی است. دلیل گزینش این رویکردهای مردمشناسانه، تأثیر پر رنگ آنها بر جریانات فکری غالب در باستانشناسی و به طور خاص در باستانشناسی اسلامی است. روش مطالعه در این جستار، روش تاریخی تحلیلی است تا بتوان تأثیرات این سه رویکرد و جنبههای مختلف آن را ارزیابی نمود. نتیجه بدست آمده از مقاله در پی تحلیل تاریخی رویکردهای مردمشناختی باستانشناسی اسلامی به این شرح که در آغاز نگاه انتشارگرا به دنبال درک و شناخت منشأ و مبدأ پدیدههایی بوده که بیشتر ارزش زیباییشناختی داشتهاند و میتوانستهاند یک سبک هنری باشند. اما انتقادها به کاستیهای این شکل از مطالعات که بیشتر حالت مقایسهای داشته، پای قیاس و تحلیل عینیات را به باستانشناسی اسلامی باز کرده و رویکرد آن، بصورت کارکردگرایی بوده است. انتقاد به عدم تلاش نگاه کارکردگرا به درک ذهنیات به وجود آورنده ماده فرهنگی نیز پای ساختارگرایی را به باستانشناسی اسلامی باز کرده که اسلام را یک ساختار فرهنگی دانسته است و سعی دارد تا با تفسیر مواد فرهنگی به درک این ساختار برسد