بررسی تطبیقی بن‌مایه‌های اگزیستانسیالیستی رمان بیگانه‌ کامو و داستان سگ ولگرد صادق هدایت

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22077/islah.2021.4570.1046
چکیده

اگزیستانسیالیسم جریانی فکری ـ فلسفی است که انسان را مرکز هستی می‌داند و در آن، انسان با تمام ابعاد وجودی و ذهنی خود، با مسائل مختلف، به ویژه مسائل هستی شناسانه مواجهه می شود. آلبر کامو و صادق هدایت از جمله نویسندگانی بودند که مؤلفه های مکتب اگزیستانسیالیسم در برخی از داستان‌های‌شان مشاهده می‌شود. نوشتار حاضر با روش تحلیلی ـ تطبیقی به بررسی بن‌مایه ها و ویژگی های فلسفه ی وجودی در رمان بیگانه ی آلبر کامو و داستان سگ ولگرد صادق هدایت می‌پردازد. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بیشتر مؤلفه-های مکتب اگزیستانسیالیسم در دو اثر مزبور وجود دارد، با این توضیح که برخی مؤلفه ها مانند «تنهایی» و «نوستالژی» در داستان سگ ولگرد نمود بیشتری دارند، برخی مؤلفه‌ها مانند «معناباختگی و پوچی» و «بدبینی و شکّاکیّت» در بیگانه قوی‌ترند و پاره ای مؤلفه‌ها مثل «امیدواری و ناامیدی»، «جبر و اختیار» و «مرگ‌اندیشی و خودکشی» در هر دو اثر پایاپای است.