بررسی عالم خیال منفصل در قصّه‌های «تلخون» و «آه» صمد بهرنگی از منظر پدیدارشناسی کربن

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی و مدرس مدعو دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22077/islah.2021.4596.1050
چکیده

عالم خیال منفصل، پیوندگاه دو کیهان مادی و غیرِمادی است؛ به دیگر تعبیر، این عالم، جهانی است برزخی که رویدادها و عناصر آن مابین دو دنیای مادی و عقلی قرار می­ گیرند. هانری کربن با تلفیق پدیدارشناسی هوسرل (و دیگر فیلسوفان این نحله) با نگره­ های بزرگان شرقی، به­ خصوص با اندیشه­ های شیخ اشراق، به کشف این عالم دست می­ یابد و در ادامه، از منظر این جهان میانین و بهره­ گیری از متر و معیار مختص آن، به بررسی متون می­ پردازد. از جمله متونی که می­ توان با معیارهای عالم خیال منفصل به بررسی آن پرداخت، قصّه­ های صمد بهرنگی است؛ نویسنده­ ای که عمدتاً مشتهر به افکار مارکسیستی است و از شاخص­­ ترین چهره­ های ادبیات کودک و نوجوان به حساب می­ آید. این مطالعه که به روش تحقیق مبتنی بر پدیدارشناسی کربن نوشته شده ­است، می­ کوشد تا به بررسی اجزای عالم خیال منفصل در دو قصّۀ «تلخون» و «آه» بپردازد. بر اساس یافته­ های این مطالعه، برخی از مؤلفه­ های عالم خیال منفصل که در این دو داستان دیده می­ شوند، عبارت­ اند از: انفسی­ بودن زمان، عدم‌ تبعیت از جغرافیای مادی، پیروی­ نکردن از مختصات ماده، شیوۀ خیالی (مثالی) در ادراک و آگاهی، تجسّم و تجسّد معانی و بروز فعل ذی‌شعور از غیرِذی‌شعور. همچنین بررسی قصّه­ های بهرنگی از منظر عالم خیال منفصل نشان می­ دهد که بسیاری از قصّه­­­ های او بیرون از حوزۀ اندیشه­ های مارکسیستی قرار خواهند گرفت.