بررسی جایگاه تربیتی داستان حضرت نوح (ع) در مثنوی مولوی و انطباق آن با قرآن کریم
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد دره شهر
2 عضو هیأت علمی دانشگاه
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران
doi
10.22034/iued.2018.34385چکیده
ارتباط عمیق مثنوی مولوی با قرآن، در میان آثار منظوم ادبیات فارسی بینظیر است. در مثنوی، حکایتهای قرآنیِ زندگی پیامبران بهویژه داستان زندگی حضرت نوح (ع) که سرشار از آموزههای تربیتی و تعلیمی است، 49 بار بهصورت مستقیم در 14 سوره بیانشده است. مولوی، تنها شاعر ادبیات فارسی است که به نام همسر نوح اشاره کرده و گوشهای از ناسازگاریهای این همسر را بیان نموده است. همچنین، او بر اساس آنچه در قرآن آمده، عناد و ناسازگاری کنعان، فرزند نوح را تشریح کرده است که انسانهای بسیاری چون او به کوه ثروت و امور مادی پناه بردهاند. بر این اساس، مهمترین پرسشی که دراینباره مطرح است مبانی تربیتی کردار نوح و همسر و فرزندش در مثنوی است که مولوی بر اساس قرآن مطرح کرده است؛ زیرا این مصائب نهتنها برای نوح پیامبر، بلکه برای بسیاری از بزرگان دین و خانوادههای مختلف در طول تاریخ تاکنون اتفاق افتاده است، علاوه بر این، در کنار نعمتهای ارزانی شده به ملتها، امتحان و مجازات سرکشان همچنان ادامه دارد.این مقاله به شیوهی توصیفی ـ تحلیلی، ابعاد تکوینی و تشریعی چالشهای تربیتی زندگی فرزند نوح و همسرش را از منظر قرآن و دیدگاه روانشناختی در مثنوی مولوی بررسی کرده است. نتایج پژوهش گویای آن است که زمینهی انحراف در رویکردهای گوناگون تربیتی مادی (از قبیل وراثت، محیطِ خانواده، دوستان و جامعه) و معنوی (اراده و خودشیفتگی) برای خاندان نوح (ع) وجود داشته است.