چند مؤلفه پسااستعماری در رمان موسم الهجرة الى الشمال طیب صالح
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات عربی، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22077/islah.2022.4858.1066چکیده
نظریه پسااستعماری و ادبیات تطبیقی، هردو فرامرزی و فرافرهنگیاند و با «دیگری» ارتباطی ناگسستنی دارند. ادوارد سعید، هومی بابا و گایاتری اسپیواک نظریهپردازان مطالعات پسااستعماری در درجة نخست، تطبیقگرانی بنام بوده و هستند. رمان موسم الهجرة إلی الشمال اثر الطیب صالح، برترین رمان عربی قرن بیستم و یکی از مهمترین رمانهای جهان است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و بر اساس مفاهیم نظریه پسااستعماری، به بررسی تصویر استعمارگر و استعمارشده در این رمان میپردازد. «تقابل شرق با غرب» از نگاه ادوارد سعید، «دورگه بودگی و فضای سوم» هومی بابا، و «فرودستان» اسپیواک از مهمترین مباحث نظری این پژوهش است. رمان موسم الهجرة الى الشمال تجربه کشمکش میان شرق و غرب را بازتکرار میکند که در واقع انعکاسی از کشمکش بین راوی و خود او با جامعة سودانِ پس از استعمار است. مصطفی سعید، راوی و شخصیت اصلی رمان ، با وجود «دورگه بودگی»، هرگز نتوانست به «فضای سوم» از نگاه هومی بابا نزدیک شود. حَسنه همسر قهرمان رمان و کشاورزان و کارگران جامعه روستایی سودان نیز از جمله استعمارشدگانی هستند که صدایشان شنیده نمیشود.