تأثیر نشانه­ های نوایی بر رفع ابهام نحوی در زبان فارسی

نویسندگان

1 گروه زبان شناسی دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 گروه زبانشناسی دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 گروه زبان شناسی، دانشکده زبان های خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22059/jolr.2024.375120.666882
چکیده

مطالعات بسیاری نشان داده­اند که نشانه­های نوایی در ابهام­زدایی از جملاتی که از ابهام نحوی برخوردارند، نقش مؤثری دارند. به پیروی از پژوهش­های قبلی، مطالعۀ حاضر نیز سعی بر آن داشت که چگونگی تأثیر نشانه­های نوایی زیروبمی و دیرش را در ابهام­زدایی از جملات مبهم زبان فارسی  بررسی کند. جملات مورد بررسی در این پژوهش در دو دسته قرار گرفتند. این جملات از عباراتی با ابهام ناشی از الصاق متفاوت در گروه­های هم­پایه برخوردار بودند. عبارات مبهم دستۀ اول شامل توالی  N1-N2-conj-N3 و عبارات مبهم دستۀ دوم شامل توالی N1-conj-N2-Adj بودند. هر یک از این عبارات دو خوانش نحوی از نوع الصاق پایین و الصاق بالا با دو معنی متفاوت داشتند. طی یک آزمایش تولیدی تعداد 264 جمله توسط 11 گویشور زن فارسی زبان تولید و ضبط شد (6 جمله × 2 خوانش × 2 تکرار × 11 گویشور). عبارات مبهم هدف در محیط نرم­افزار پرات استخراج و کلمه به کلمه تقطیع شدند و مورد تحلیل آوایی قرار گرفتند. میزان زیروبمی و دیرش کل عبارات هدف و همین­طور تک‌تک کلمات در هر دو خوانش الصاق پایین و الصاق بالا اندازه­گیری شد و با استفاده از آزمون t مستقل مورد مقایسۀ آماری قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش یافته­های مطالعات قبلی مبتنی بر استفاده از نشانه­های نوایی برای ابهام­زدایی را تأیید کرد. گویشوران فارسی زبان در سطح هر دو نوع عبارات مبهم متناسب با خوانش مورد نظر (الصاق پایین یا الصاق بالا) هر دو نشانۀ نوایی زیروبمی و دیرش را به طور معناداری متفاوت تولید کردند. میانگین میزان بسامد پایه و دیرش کل عبارات هدف در خوانش الصاق پایین بیش­تر از الصاق بالا بود. در عبارات نوع اول، میانگین میزان دیرش N2، کلمۀ ربط و N3 و میانگین میزان زیروبمی کلمۀ ربط و N3 در خوانش الصاق پایین بیش­تر از الصاق بالا بود. علاوه بر این، گویشوران در خوانش الصاق پایین به منظور ایجاد مرز نوایی، بین N2 و کلمۀ ربط یک وقفۀ زمانی ایجاد کرده بودند. در عبارات نوع دوم نیز، میانگین میزان دیرش N1 و N2 و میانگین میزان زیروبمی کلمۀ ربط و N2 در خوانش الصاق پایین بیش­تر از الصاق بالا بود. در این دسته از عبارات نیز در خوانش الصاق پایین به منظور ایجاد مرز نوایی یک وقفۀ زمانی بین N1 و کلمۀ ربط ایجاد شده بود. در کل بنا بر یافته­های این پژوهش گویشوران فارسی زبان در خوانش الصاق پایین با استفاده از ایجاد مرز نوایی از طریق اضافه کردن وقفۀ زمانی بین conj و کلمۀ قبل از آن، کشش کلمۀ قبل و بعد از conj و  همین­طور با بالا بردن سطح زیروبمی در محدودۀ conj و کلمۀ پس از آن ابهام­زدایی می­کنند

کلیدواژه‌ها