نقش احزاب و نخبگان سیاسی در برنامه ریزی ها و جهتگیری جریان اصلاح طلب و اصول گرا در مسیر توسعه کشور (مطالعه موردی: دوران ریاست جمهوری خاتمی و احمدینژاد)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی – جامعهشناسی سیاسی، پردیس علوم و تحقیقات فارس، دانشگاه آزاد اسلامی، فارس، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی – جامعهشناسی سیاسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
3 دانشیار گروه جامعه شناسی، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2025.506619.4237چکیده
هدف این مقاله، بررسی نقش احزاب و نخبگان سیاسی در برنامهریزیها و جهتگیریهای جریان اصلاحطلب و اصولگرا در مسیر توسعه کشور با تأکید بر دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و محمود احمدینژاد بوده است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از فیشبرداری از منابع کتابخانهای و اسناد و مدارک موجود انجام شده است. سوال اصلی تحقیق این است که چگونه احزاب و نخبگان سیاسی در دوران ریاست جمهوری خاتمی و احمدینژاد بر جهتگیریها و برنامههای توسعه کشور تأثیر گذاشتند و چه تفاوتهایی در رویکردهای اصلاحطلبان و اصولگرایان نسبت به توسعه وجود داشته است؟ نتایج تحقیق نشان میدهند که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، جریان اصلاحطلب با تأکید بر دموکراسی، حقوق بشر و تقویت نهادهای مدنی تلاش کرد تا کشور را در مسیر توسعه پایدار و سیاسی قرار دهد. در حالی که احزاب اصلاحطلب و نخبگان این جریان به تقویت ارتباطات بینالمللی و ایجاد فضای باز سیاسی اهمیت میدادند، در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، جریان اصولگرا با تأکید بر آرمانهای انقلاب اسلامی و مقابله با سیاستهای غرب، رویکرد متفاوتی در پیش گرفت. این رویکرد بیشتر برتقویت استقلال کشور و کاهش وابستگی به غرب متمرکز بود. همچنین، اصولگرایان توجه بیشتری به توسعه اقتصادی داخلی، کاهش واردات و تقویت صنعت ملی داشتند. در نتیجهگیری تحقیق، میتوان گفت که تأثیر احزاب و نخبگان سیاسی درهر دودوره متفاوت بوده و این تفاوتها موجب تغییرات اساسی در سیاستهای توسعهای کشور شده است. بنابراین، بررسی دقیق این تأثیرات میتواند به فهم بهتر دگرگونیهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در این دو دوره کمک کند.