مقایسه مفهوم تجربه زیباشناختی نزد هانس گئورگ گادامر و امام محمدغزالی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ تطبیقی تحلیلی هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکز، تهران، ایران
2 دانشیار تاریخ تطبیقی تحلیلی هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکز، تهران، ایران
doi
10.22077/islah.2021.3693.1010چکیده
متفکران مسلمان ایرانی در سدههای نخست هجری با برپاساختن نوعی عرفان، در جهت دریافت ادراک ایرانی از مفاهیم دینی حرکت میکردند و امام محمد غزالی از جریانسازترین این اندیشمندان است. یکی از تجربیات عارفانه که وی آن را راهی برای دریافت حقیقت برمیشمارد "سماع" است که درباره شرایط، انواع، حالات سماع کنندگان و درجات آن در کتاب احیاء علوم الدین، به تفصیل صحبت کردهاست. این تجربه خاص عارفانه، نحوهای از ادراک حقیقت است که با سیر اندیشه غربی متفاوت است. هانس گئورگ گادامر، فیلسوف معاصر نیز که با نقد سوبژکتیویسم در جهت ارایه رویکردی جدید از فلسفه باستان حرکت میکند، با بیان آنچه در فهم هنر رخ میدهد سعی میکند تا نحوه فهم و ادراک از راه هنر تاتر را شرح دهد. اگرچه مفهوم هنر به معنی امروزین در نزد فقیه مسلمان قرن ششم مطرح نبوده؛ اما هدف از این پژوهش که با توجه به رویکرد هرمنوتیکی گادامر و مقایسه توصیفی و تحلیلی این تجربیات زیباشناسانه با یکدیگر انجام شده، تلاش برای خوانشی جدید از اندیشههای یکی از برجستهترین متفکرین ایرانی در مقایسه با یک فیلسوف معاصر است؛ زیرا شناخت همواره بر اساس مقایسه و تطبیق صورت میپذیرد.