مطالعه تطبیقی مفهوم انقلاب در ژرمینال اثر امیل زولا و مادر نوشته ماکسیم گورکی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فرانسه، گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فرانسه، گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.22077/islah.2021.4202.1032چکیده
در قرن نوزده میلادی، امیل زولا با نگارش رمان ژرمینال، برای نخستینبار در تاریخ ادبیات فرانسه، طبقهی کارگر را به عنوان قهرمان و محرّک داستان وارد رمان کرد. وی تأثیر فراوانی بر روی نویسندگان رمانهای با محوریت انقلابهای کارگری برجای گذاشت. ماکسیم گورکی نیز از جمله نویسندگانی است که این مفهوم را دستمایهی نگارش آثار خود، از جمله مادر کردهاست. این جستار کوشیدهاست با رویکردی تطبیقی مفهوم انقلاب را در دو اثر یادشده، مورد بررسی قرار دهد. چگونگی پرداخت حوادث در دو اثر یادشده، عوامل ضروری در وقوع و پیشبرد اهداف انقلاب را از دیدگاه این دو نویسنده بر ما روشن میکند: فقر بهعنوان قوّه محرکه و آگاهی، رهبری، اتّحاد و از خودگذشتگی، بهعنوان مؤلفههای اصلی در پیشبرد اهداف انقلاب، نقاط مشترک هر دو اثر است. این اشتراکات در نقاطی همچون شخصیتپردازی و واقعگرایی دچار انفصال میشوند. در پایان، این دو نویسنده با نوید آیندهای بهتر، بذر امید را دل مبارزان راه عدالت میکارند.