مطالعه بین رشته ای شعر مهدی اخوان‌ثالث و عبدالوهاب البیاتی؛ تحلیل انگاره وطن

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، مدرس مدعو گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

doi
10.22077/islah.2021.4360.1034
چکیده

در این جستار، به منظور بررسی و تبیین چگونگی گره‌خوردن شعر با فضا، با رویکرد بین‌رشته‌ای برگرفته از نقد جغرافیایی، به بررسی وطن‌سروده‌های مهدی اخوان‌ثالث و عبدالوهاب البیاتی پرداخته شده و انگاره وطن در شعرشان تحلیل شده‌است. نگارنده در این پژوهش، درحقیقت کوشیده است به پاسخ این پرسش‌ها دست یابد که نمودهای فراوان وطن در شعر البیاتی و اخوان‌ثالث، چه نسبتی با واقعیت(های طبیعی، سرزمینی و جغرافیایی) دارد؟ مراد آن‌ها از وطن مشخصا چیست و کجاست؟ آیا وطنِ آفریده شده در شعر آن‌ها، تعین مادی و بیرونی دارد؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که: 1. در شعر اخوان‌ثالث و البیاتی، وطن فضایی است که قبل از هر چیز، دارای نمود فرهنگی و انسانی است و نه فقط صحنه‌ای منفعل و قطعه‌ای از خاک یا بریده‌ای از جغرافیای طبیعی که کوه و آب و دریا و دشت دارد؛ وطن = مکان + انسان. 2. نگاه آن‌ها به وطن، گاه رمانتیک می‌شود: آنجا که شاعر چنان به وطن‌ـ و هرآنچه بدان تعلق داردـ عشق می‌ورزد که آن را از معشوق و یا فرزند بازنمی‌شناسد؛ یا آنجا که وطنِ غم‌زده را، با اندوه، "باغِ بی‌برگی" یا "مزارآباد" یا "شهر سنگستان" می‌بیند. 3. آنچه از وطن، در شعر اخوان‌ثالث و البیاتی می‌بینیم، یک انگاره است، انگاره وطن. 4. شکل و گونه این انگاره، در شعرشان تماماً یکسان نیست؛ انگاره وطن، در شعر البیاتی پدیداری گسترده و سیال است؛ اما در شعر اخوان، معنای چندان گسترده‌ای ندارد و او آن‌گاه که از وطن سخن می‌گوید، تنها متوجه ایران است.