مقایسه‌ی «دروغ» و پیامدهای تربیتی آن در اسلام و مسیحیت با تحلیل اختلاف‌نظر میان اندیشمندان دو دین

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه خوارزمی

2 دانش پژوه سطح چهار موسسه آموزش عالی حوزوی رفیعة المصطفی

doi
10.22034/iued.2016.31570
چکیده

دروغ نزد اندیشمندان اسلامی از دو منظر اخلاقى و فقهى قابل بررسى است. در این میان، اخلاق‌پژوهان به توسعه در زمینه­ی اقسام دروغ قائلند. شاخص‌ترین پیامد تربیتی دروغ که نوعی خیانت محسوب می‌شود، «اغراء به جهل» یا کشاندن انسان به راهى خلاف واقع است. از این‌رو، ادیان الهی بر مبنای فطرت حقیقت­گرای بشر، در تمام ساحات زندگی انسان، با «دروغ» به مخالفت برخاسته‌اند. آنها ضمن بررسی ریشه‌های درونی و بیرونی دروغ، پیامدهای تربیتی آن را برشمرده‌اند و در نهایت، به راه‌های علمی و عملی مبارزه با دروغ همت گماشته‌اند؛ بنابراین، در نفی دروغ، میان هیچ‌یک از ادیان الهی ازجمله اسلام و مسیحیت اختلافی وجود ندارد. در این میان، محور اختلاف به مصداق‌های دروغ بازمی‌گردد. در باور اندیشمندان مسیحی، دروغ هیچ‌گونه استثنایی ندارد و مصداق‌های آن، گسترده و شامل موقعیت‌های مختلف می‌شود؛ درحالی‌که علمای اسلامی، بر مبنای قاعده‌ی عقلانی اهم و مهم در موقعیت‌ها و شرایط خاص، توریه و تقیه را، راهکارهایی برای خروج از خطرها و تهدیدها معرفی می‌کنند. این امر سبب شده است، برخی اندیشمندان مسیحی، دین اسلام به‌ویژه مذهب تشیّع را، متهم به جواز و پذیرش دروغگویی کنند. پژوهش حاضر با بررسی دروغ در اسلام و مسیحیت از سه منظر، به اشکال‌های اندیشمندان مسیحی و اختلاف نظر آنان با علمای اسلامی دراین‌باره پاسخ می‌دهد و ثابت می‌کند با وجود بحث‌ها و اتهام‌های موجود، میان اسلام و مسیحیت، درباره‌ی «دروغ» و پیامدهای تربیتی آن هیچ اختلافی وجود ندارد و توریه و تقیه، در هیچ‌یک از این دو دین، دروغ به‌­شمار نمی‌آیند.