بررسی تطبیقی مختصات مکتب رئالیسم سوسیالیستی در رمان‌های روسی و فارسی (مطالعه‌ موردی: رمان‌های مادر، چگونه فولاد آبدیده شد؟، همسایه‌ها، و چشم‌هایش)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، ایران

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی ،دانشکده علوم انسانی و اجتماعی ، دانشگاه مازندران، ایران

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی ،دانشکده علوم انسانی و اجتماعی ، دانشگاه مازندران، ایران

doi
10.22077/islah.2021.4428.1039
چکیده

آثاری که ذیل مکتب­ رئالیسم سوسیالیتی در روسیه و ایران نوشته شده­ اند، هم به سبب تفاوت زبان و هم از نظر برخورد تاریخی در ادبیات دو کشور، قابلیت بررسی و تطبیقی را دارند. در این مقاله می­ کوشیم تا با روش تطبیقی، با محوریت شاخۀ فرانسوی آن و با بهره ­گیری از ابزار کتابخانه ای، به بحث تأثیر رئالیسم سوسیالیستی روسیه بر ادبیات ایران با تأمّل بر چهار رمان معروف ادبیات روسی و فارسی؛ یعنی رمان­ های مادر از ماکسیم گورکی، چگونه فولاد آبدیده شد؟ از استراوسکی، همسایه­ ها از احمد محمود و چشم­هایش از بزرگ علوی بپردازیم. بر اساس نتایج این پژوهش، مهم­ترین مؤلفه ­های مکتب رئالیسم سوسیالیستی در دو رمان ایرانی عبارت­اند از: توجّه به توده و خیزش طبقۀ فرودست، حزبی­ نویسی، تیپ ­آفرینی و دگردیسی شخصیت­ های رمان و دین گریزی؛ مؤلفه هایی که تا پیش از ظهور حزب توده و آشنایی نویسندگان ایرانی با افکار چپ، در رمان­ های فارسی وجود و نمود ندارد.