نگاهی انتقادی به دیروز و امروز ادبیات تطبیقی در ایران

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، گروه زبان و ادیبات انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا همدان، ایران

doi
10.22077/islah.2021.4586.1049
چکیده

جستار حاضر از دو بخش؛ یکی اصلی و دیگری فرعی، تشکیل شده­ است. بخش اصلی نگاهی است انتقادی به سیر ادبیات تطبیقی در ایران از آغاز تا امروز. بخش فرعی شامل یک ضمیمه است: سرفصل ادبیات تطبیقی دانشگاه تهران در دهه­ پنجاه شمسی. جستار پیشِ ­رو می ­کوشد تا نشان دهد چون این رشته در ایران هیچ­گاه به ­طور پیوسته، نظام­ مند و مبتنی بر نظریه­ های ادبیات تطبیقی تدریس و تشکیل نشده و فاقد الزامات اولیه؛ مانند گروه آموزشی مستقل، درسنامه ­های نظری و عملی مناسب، انجمن علمی، نشریه­ تخصصی و استادان متخصص بوده، نتوانسته­ است به ­درستی تشکیل شود و در مسیر درست حرکت کند. به ­علاوه، چیستی و تعریف ادبیات تطبیقی در ایران در ادوار مختلف دچار کج­ فهمی ­های بسیار شده است؛ از درک ناقص و نادرست از ادبیات تطبیقی، چارچوب­ های نظری و روش­ شناسی آن گرفته تا عدم آشنایی با نظریه­ ها و رویکردهای جدید آن. از آنجا که ادبیات تطبیقی در همه جای دنیا کارِ گروهی و جمعی (جمعی از تحصیل ­کردگان این رشته و سایر رشته ها؛ اعم از ادبیات ملی و خارجی) است، برای رهایی از این بن ­بست، افزون بر تهیه و تدارک الزامات ضروری این رشته، متخصصان این رشته و دیگر رشته­ های مرتبط، باید سرفصلی تهیه کنند که ماهیت بینارشته ­ای داشته باشد و امر آموزش محدود به حضور متخصصان یک یا دو گروه آموزشی نباشد و از استادان متخصص گروه­ های مختلف آموزشی، برای تدریس دروس این رشته استفاده کنند.