کاربست نظریه روان شناختی شخصیت اریک فروم در تحلیل تطبیقی نمایشنامه شهرزاد توفیق الحکیم و فیلمنامه شهرزاد تهمینه میلانی
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی عصر، رفسنجان، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات عربی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22077/islah.2021.4480.1042چکیده
افسانه ی هزار و یک شب در میان فرهنگ ملتها اهمیت ویژه ای دارد؛ به گونه ای که آثار زیادی در قالب داستان، شعر، نمایشنامه و فیلمنامه از آن الگو گرفته اند و هریک با توجه به اقتضای نگاه نویسنده به زندگی و نیازهای روانی و اجتماعی، هنرمندانه به بازآفرینی ساختار و محتوای اصل داستان پرداخته اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با مقایسه تطبیقی، کوشیده است نمایشنامه شهرزاد توفیق الحکیم (درگذشته:1987) و فیلم نامه شهرزاد تهمینه میلانی (زاده:1339) را با رویکردی بینِ رشته ای و بر پایه ی نظریه شخصیت شناسی و روانکاوی اریک فروم(1900ـ 1980) مورد بررسی قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بر اساس نظریه ی اریک فروم، بیشترین تیپ شخصیتی موجود در دو اثر، جهت گیری پذیرا (ثمربخش) است. با آنکه شهرزاد دارای تیپ شخصیتی پذیرا و بازاری است؛ اما تیپ پذیرا بر تیپ بازاری او غلبه دارد. هر چند نمایشنامه شهرزاد توفیق الحکیم با نگاهی فلسفی و هستی شناسانه در پی کشف حقیقت، با ارائه ایده ی تلفیق عقل محض و قلب است و با نوع روایت میلانی متفاوت است، هر دو اثر با موضوع و تِم مشترک و کاربست شخصیت های محوری داستان، دارای مشابهت هایی هستند. نوع سفر پادشاه در دو اثر با هم تفاوت بنیادینی دارد؛ به گونه ای که نوع سفر شهریار در نمایشنامه توفیق الحکیم فلسفی عرفانی و در فیلم نامه میلانی، سفری معمولی به شمار می آید.