فرایند چیرگی شیطان بر انسان با رویکرد تربیتی در قرآن و حدیث
نویسندگان
1 قائم مقام ریاست دانشگاه ادیان و مذاهب
doi
10.22034/iued.2016.27607چکیده
در روند تکامل و تربیت انسان، تهدیدهایی چالشبرانگیز وجود دارد، که خاستگاه آنها شیطان است. او، دشمن قسمخورده و پیوستهدرکمینِ انسان است، تا او را از هدف باز دارد. رهایی از شیطان، دشوار و پس از چیرگی، بسیار دشوارتر است. نجات از دست شیطان، مستلزم مبارزه با فرایند چیرگی و خنثیسازی آن است، که بایستی آن را شناخت. مسئلهی مهم، تبیین چگونگی تسلط شیطان است. پژوهش پیش رو، با روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی فرایند مزبور از منظر قرآن و حدیث میپردازد. انتباه جدّی افراد به وجود شیطان، ارتقاء باور به آن، شناخت شگردهای دامگذاری و شناخت فرایند دفع و رفع چیرگی، آشنایی با راهکارهای پیروزی بر او، از اهداف مهم پژوهش حاضر است. پس از طرح مسئله، چگونگی چیرگی شیطان از راه نفوذ در عواطف و احساسات بررسی میشود، سپس نحوة چیرگی وی، از طریق نفوذ در ادراک بیان میگردد. شیطان در آغاز، هیچ تسلطی بر انسان ندارد. تنها ابزارش وسوسه است. فرایندچیرگیاش، تدریجی و با ترفندِ وعده دادن، ترساندن، ناامید ساختن، غمگین کردن، دلسوزنمایی، آراستن گناهان و... است. او تلاش میکند، با بهکارگیری ابزار ادراکی، به تدبیر باطن فرد بپردازد. اگر، عقل انسان در اختیارش باشد و بر اساس دستورهای آن عمل کند، به دام نمیافتد؛ ازاینرو، شیطان میکوشد، عقل را در اختیار بگیرد و آن را تضعیف کند. او، پیوسته، آدمی را به انجام هرچه بیشتر گناه تشویق میکند. انجام گناه و تکرار آن، به مرور، قوهی عاقله را به اسارت هوای نفس درمیآورد. افزایش گناهان، باعث افزونی چیرگی اوست، به گونهای که، تمام وجود انسان، ابزار شیطان میشود