بایسته‌های تفکر هستی‌شناسانه در برنامة فلسفه برای کودکان از منظر هایدگر

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت، واحد اصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.

2 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)،دانشگاه ازاد اسلامی ، اصفهان، ایران.

3 دانشیار برنامه ریزی درسی، واحداصفهان(خوراسگان)،دانشگاه آزاداسلامی، اصفهان، ایران

doi
10.30465/fabak.2026.10327
چکیده

فلسفة هایدگر، از تاثیرگذارترین فلسفه‌های معاصر انگاشته می‌شود. برای دریافت این تاثیر می‌توان به حوزه‌های معرفتی قرن بیستم نگاهی افکند تا ردپای ‌آن‌ در گستره‌های پدیدارشناسی، روان‌پزشکی، هنر و تکنولوژی آشکار گردد. این فلسفه با پرسش هستی در حوزه‌های تعلیم‌وتربیت به‌ویژه برنامة فبک نیز پرمعناست. گرچه یکی از ارزش‌های بنیادین فبک به‌عنوان آموزشی که کودکان را در کاوش‌گری فلسفی سهیم می‌کند توجه به تفکر است، تاٌمل به تفکر هستی‌شناسانة هایدگر در آن مغفول مانده است. پاسخ به این سوال که چگونه آراءِ هایدگر، امکانی برای تفکر هستی‌شناسانه در فبک فراهم می‌آورد مهم‌ترین هدفی است که پژوهش حاضر دنبال می‌کند. روش‌شناسی پژوهش، توصیفی_تحلیلی است. از این‌رو، ابتدا نقش بنیادین پرسش هستی، حقیقت، در_جهان_هستن، هرروزگیِ_هستنِ_با_دیگران و پروا و دگرپرواییِ دا_زاین از آثار هایدگر به‌ویژه هستی‌‌وزمان با روش کتابخانه‌ای استخراج و توصیف گردید. سپس با تحلیل و واکاوی این مبانی در برنامة فلسفه برای کودکان، سعی در رسیدن به فهمی نو در تفکر فلسفی کودکان شد. یافته‌ها نشان داد فبک می‌تواند امکانی برای پرسش هستی کودکان بگشاید که در وجه اگزیستانسِ با دیگران_هستنْ سقوط نکنند و تسلیم هرروزگی نگردند. بلکه در وضعیتِ هرروزگی، پروامندانه گزینش‌های آنان با تفکر هستی‌شناسانه همراه باشد.