مسئله ثبات شخصیت در چارچوب نظریه حرکت جوهری نفس

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی دانشگاه شهید مطهری

2 استاد مدعو گروه فلسفه دانشگاه تهران

doi
چکیده

مسئله ثبات شخصیت از آن­جایی که به مقولات و مباحث هستی­شناختی و معرفت­شناختی گره می­خورد از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ در این میان، ملاک­هایی که برای ثابت شخصیت ارائه شده است گرچه به لحاظ معرفت­شناختی می­توانند به کار آیند، اما از جهت هستی­شناختی محل اختلافات جدی­ بوده و مستلزم بررسی نقادانه است. در باب جنبه وجودی بحث از هویت شخصیه، گروهی منکر هرگونه هویت و جوهر ثابت برای انسان گشته و به­این­ترتیب خود را از ارائه ملاک ثبات شخصیت نیز رهانیده­اند؛ درحالی که مدافعان ثبات شخصیت نیز سه ملاک بدن، حافظه و نفس مجرده را به عنوان مبنای حفظ هویت شخصیه مطرح ساخته­اند؛ از آن میان، ملاصدرا منکر ملاکیت بدن و حافظه برای این امر می­باشد و نفس مجرده را ملاک ثبات و این همانی شخصی معرفی می­کند. این­ در حالی است که قول به حرکت جوهری نفس توسط صدرا، زمینه طرح این شبهه می­شود که اگر نفس در حرکت دائمیِ جوهری است، پس ثبات شخصیت که هر انسانی آن را احساس می کند و خود صدرا هم آن را قبول دارد، چگونه قابل تبیین خواهد بود؟ و آیا بین پذیرش توأمان این دو مدعا، تهافت وجود ندارد؟ به نظر می­رسد که با تدقیق و تامل در اندیشه صدرایی و بیان تقسیمات مختلف حرکت جوهری می­توان تهافت مذکور را ظاهری و قابل رفع دانست.

کلیدواژه‌ها