تحلیل مکانیسم‌های گفتمانی برای حل کردن مسئله خشکسالی سیستان

نویسندگان

1 دانشیار، گروه عمومی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، زاهدان، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی-گرایش مسائل ایران، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.

3 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد زاهدان، دانشگاه آزاد اسلامی، زاهدان، ایران.

doi
10.22034/jgeoq.2025.498263.4211
چکیده

در چند دهه‌ی گذشته، ایران با بحران شدید آب مواجه بوده است. حوضه‌ی رودخانه‌ی هیرمند که از جنوب غربی افغانستان تا شرق ایران امتداد دارد، نزدیک به یک قرن است که محل مناقشات پی‌درپی بین دو کشور بوده است، اما این تنش‌ها در سال‌های اخیر و به دنبال گسترش بحران آب در ایران و ساخت بند در بالادست افغانستان برجسته‌تر شده است. در حالی که ادبیات پژوهش ما حاکی از آن است که منابع آب فرامرزی در حوضه‌ی رودخانه‎ی هیرمند از سوی ایران سیاسی و حتی امنیتی شده است، هیچ مطالعه‎ای بررسی نکرده است که چگونه مقامات دولتی ایران آب را به عنوان یک موضوع سیاسی و امنیتی در نظر گرفته‎اند. این پژوهش با تحلیل مقالات خبری فارسی زبان از سال 2001 تا 2019 که حاوی اظهارات مقامات ایرانی مرتبط با حوضه‌ی رودخانه‌ی هیرمند است، به این شکاف پاسخ می‌دهد و مضامین و سازوکارهای گفتمانی در پس سیاسی شدن و امنیتی شدن این موضوع را شناسایی می‌کند. بر اساس تئوری امنیتی‌سازی، بخش قابل توجهی از این مقالات حاوی یک حرکت امنیتی‌سازی بوده‌اند که اکثریت درصد آن توسط مقامات محلی و نمایندگان مجلس انجام شده است. این موضوع نشان می‌دهد که امنیتی‌سازی تا حد زیادی یک پدیده‌ی محلی بوده است و منعکس‌کننده‌ی تنش‌های داخلی گسترده‌تر بر سر چارچوب‌بندی روابط آبی با افغانستان در میان مقامات ایرانی است. یکی دیگر از موضوعات کلیدی در طول فرآیند تحلیل گفتمان، پیوند بین سیستم‌های انسانی و محیطی بوده است که با اهمیت منابع آب فرامرزی از طریق ارتباط آنها با جامعه ایجاد می‌شود.