بازمفهومپردازی نافرمانی کودکان به مدد تفکر سهبعدی متیو لیپمن و خوانش دلوز از بارتلبی محرر: گشودن دریچهای به امکانهای نو
نویسندگان
1 استادیار فلسفه تعلیموتربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکترای فلسفه تعلیموتربیت، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.30465/fabak.2025.9691چکیده
هدف این مقاله مفهومزدایی و سپس بازمفهومپردازی نافرمانی کودکان با الهام از تفکر سه بعدی لیپمن و خوانش دلوز از بارتلبی محرّر است. برای دستیابی به این هدف، با روش کاوشگری فلسفی-انتقادی به بررسی مفهوم نافرمانی و انواع آن و سپس نافرمانی کودک پرداختهایم. بدین ترتیب از تصورات پیشین درباره نافرمانی کودکان مفهومزدایی کردهایم تا نشان دهیم نافرمانی کودکان دارای ارزش ذاتی است و میتوان آن را بهمثابه بخشی از «صدا»ی کودکان و بازنماییکننده بخشی از عاملیت آنان بهحسابآورد. در گام دوم، با بهرهگیری از مبانی نظری فلسفه برای کودکان نزد متیو لیپمن، به بازمفهومپردازی نافرمانی کودکان پرداخته و نشان دادهایم که مبتنی بر سه بعد تفکر، یعنی انتقادی، خلاقانه و مراقبتی، نافرمانی کودکان میتواند سه صورتِ بلوغنیافته، نیمهبلوغیافته و بلوغیافته به خود بگیرد. با پیروی از خوانش دلوز نیز «حرکت» نافرمانی کودکان را در دو شکل کنشمند و کنشگریز مطرح کردهایم. دیگر یافته این جستار، مطرح نمودن دیالوگ بهعنوان نیرویی است که امکان حرکتکردن میانِ انواع نافرمانی را برای کودکان فراهم میکند. بدین ترتیب، نافرمانی کودکان فرصت مییابد انواع مختلف خود را آشکار ساخته، میان آنها حرکت نموده و در این جریان امکانهای نویی را به جهان اضافه کند، امکانهای نویی که در نافرمانی بلوغیافته به اوج خود میرسند.