بازتاب سیمای پیامبران در آینه ی غزل کلیم همدانی

نویسندگان
doi
10.22111/jsr.2012.846
چکیده

هر کدام از سبک­های شعر فارسی در زمان و مکان ویژه­ی خود، بروز و ظهور یافته و سپس بالیده و به اوج رسیده­اند. واضح است که سبک هندی یا اصفهانی در قرنهای یازدهم و دوازدهم در هند و ایران از جایگاه ممتازی برخوردار بوده است. شعر شاعران این دوره علاوه بر نزدیکی به زبان محاوره و برخورداری از اندیشه­های حکمی و عرفانی سرشار از خیال­پردازی، نازک­خیالی، تشخیص، اسلوب معادله، ارسال­المثل، متناقض­نما و مضامین باریک و بدیع می­باشد به گونه­ای که خلق استعارات و تشبیهات تازه در شیوه­ی هندی به همراه دیگر فنون بلاغی و بدیعی اعجاب آور است. کلیم همدانی یکی از شاعران موفّق سبک هندی است که شعر و کلام او از جهات گوناگون در خور توجّه و بررسی است. احاطه و تسلّط کلیم به فنون ادبی و زوایای پیدا و پنهان شعر و توان وی در آفرینش صور خیال و اشراف به تلمیحات و اشارات قرآنی و وحیانی و قصص انبیا بی­نظیر است از این روی، نشانه­‌های بسیاری از تجلّی این قصص به زبانی شیوا و ساختاری هنری، در سروده‌­های او دیده می­‌شود. این پژوهش به باز­کاوی جلوه­ها و جنبه­های مختلف داستان پیامبران در غزلیّات کلیم همدانی پرداخته است.