اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش درونی پیشرفت تحصیلی بر اساس داستانهای فلسفی و عرفانی: بررسی فرضیه مککللند
نویسندگان
1 استادیار برنامهریزی درسی، دانشگاه یاسوج ،یاسوج،ایران.
2 کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی، دانشگاه یاسوج، یاسوج،ایران
doi
10.30465/fabak.2025.9657چکیده
عمده پژوهشها بر سنجش اثربخشی آموزش فلسفه برای کودکان (فبک) در ایران فارغ از نوع داستان تاکید دارند. مککللند، نوع داستانهای کودکان را شاخصی برای پیشرفت معرفی کرد. هدف پژوهش حاضر، آزمون فرضیه مککللند در خصوص تاثیر نوع داستان بر انگیزش پیشرفت تحصیلی کودکان بود. به همین منظور، دو مطالعه صورت گرفت. در مطالعه اول، اثربخشی حلقه کندوکاو بر اساس داستانهای فلسفی مورد بررسی قرار گرفت و در مطالعه دوم، اثربخشی حلقه کندوکاو بر اساس داستانهای عرفانی. روش پژوهش، شبهآزمایشی با پیشآزمون، پسآزمون و گروه کنترل بود. به گروه آزمایش طی 10 جلسه 120 دقیقهای بسته آموزش فلسفه برای کودکان ارائه شد؛ اما گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. مقیاس انگیزش درونی پیشرفت تحصیلی که توسط ویگفیلد و کامبریا برای دوره ابتدایی طراحی شده بود به عنوان ابزار استفاده شد. آزمودنیها شامل دانشآموزان دختر پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل کواریانس(آنکوا) انجام شد. یافتهها نشان دادند که حلقه کندوکاو داستانهای فلسفی ( ) به نسبت داستانهای عرفانی ( ) تاثیر معناداری بر انگیزش پیشرفت درونی تحصیلی کودکان داشت. نتیجه آنکه، فرضیه مککللند تایید شد و اثربخشی فلسفه برای کودکان تحت تاثیر نوع داستانی است که در حلقه کندو کاو مورد بررسی قرار میگیرد.