دستوری شدگی «ساخت برتر» در فارسی

نویسندگان

1 گروه زبان‌شناسی ، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/ls.2025.81932.1679
چکیده

فرایند «مقایسه»، عملکردی ذهنی است که از رهگذر آن، دو یا چند هستار به منظور کشف شباهت­ها و تفاوت‌های میانشان به بوتۀ آزمایش کشیده می­شوند. بر اساس مطالعات، بیان «مقایسه» به‌عنوان ساختی دستوری، در زبان­های دنیا غالباً بر عهدۀ ساخت­های صرفی است، با وجود این در بسیاری از زبان­های دنیا ساخت­های نحوی فراوانی نیز، بیان این مفهوم دستوری را بر عهده دارند. در این مقال برآن بودیم تا بر اساس انگارۀ شناختی طرحواره­های رویداد هاینه، الگوهای زبانی بیان «ساخت برتر» در فارسی را به نمایش بگذاریم. ساخت «برتر»، یکی از زیرساخت­های مفهوم مقایسه، ساختی است که از رهگذر آن، «بیش» یا «کم» بودگی یک هستار در دارابودن صفتی مشخص، نسبت به هستاری دیگر رمزگذاری می­شود. در این انگاره، هشت طرحوارۀ رویداد منبع از جمله کنش، مکان، منبع، هدف، قطبیت، توالی، تشبیه و مبتدا برای بیان ساخت «برتر» معرفی شده­اند. داده­های فارسی حاکی از آنند که در بیان مفهوم «برتری» در فارسی، تمام هشت طرحوارۀ رویداد منبع از سوی گویشوران به خدمت گرفته می­شوند. علاوه‌برآن، مشاهده گردید که هفت طرحوارۀ منبع دیگر یعنی اندام­واژه، معرفه، اضافی، حیوانات، محمول دوگانه، اصطلاحی و وجهی که در دیگر زبان‌های دنیا مستند نشده­اند، در فارسی بیان ساخت برتر را برعهده دارند. این پژوهش نشان می­دهد که مفهوم دستوری «برتری» حاصل دستوری­شدگی ساخت­های فوق­الذکر است، چرا که در این روند تحول، آنگونه که بسیاری از نظریه­پردازان دستوری­شدگی بر آن معتقدند، ساختی مشتمل بر چند واژه (که می­توانند معانی واژگانی داشته باشند) برای بیان مفهومی دستوری و غیرواژگانی به خدمت گرفته می­شود.