تحلیلی برون ـ اسکلتی از گروه کمّیتنمایِ زبانِ فارسی
نویسندگان
1 دکترای زبانشناسی همگانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 استاد زبانشناسی همگانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22054/ls.2025.82550.1687چکیده
از دهة 1980 میلادی که ابنی ساختار گروه اسمی را مانند ساختار جمله دانست، تاکنون بر سر نوع گروههای نقشی مابین گروه حرف تعریف و گروه پایانی (گروه اسمی) بحثهای زیادی وجود دارد. بنا به نظر زبانشناسان زایشی، این گروههای نقشی بین گروه حالت، جنس، شمار، طبقهنما و کمّیتنما متغیر هستند. در پژوهش حاضر، به تحلیلی برون ـ اسکلتی با استفاده از انگاره بورر از گروه کمّیتنمای زبان فارسی پرداختهمیشود. بر این اساس، گروه حرف تعریف حاوی گروه کمّیتنما، طبقهنما و گروه اسمی است. مفهوم کلیدی در انگارۀ برون ـ اسکلتی بورر نبود هرگونه اطلاعات نحوی از قبیل مقولههای واژگانی در واژگان است. بهعبارتدیگر، در این انگاره، نحو وظیفة تعیین مقولههای نحوی را برعهده دارد و نه واژگان. در واقع، هستة هر گروه نقشی حاوی ارزش بازی است که نیاز به یک واژ مستقل یا یک مشخصۀ هستة انتزاعی دارد تا ارزش آن را تعیینکند. بر این اساس، هستة گروه کمّیتنما (#P) ارزشباز # است که ارزشباز بودن و # مقوله را نشان میدهد. تحلیل برون ـ اسکلتی دادههای پژوهش نشان میدهد که جایگاه گروه کمّیتنما در زبان فارسی بعد از گروه حرف تعریف و قبل از گروه طبقهنماست. همچنین، عناصر زبانی که قادر به ارزشگذاری ارزشباز # هستند عبارتاند از کمّیتنماهایی چون «برخی، بعضی، اندکی، خیلی،...» و اعداد که در جایگاه مشخصگر گروه کمّیتنما قرار گرفته و ارزشباز # را از طریق مشخصگر ـ هسته ارزشگذاری میکنند.