کاربست معیار فبک در داستان «کلاغ‌ها»، اثر نادر ابراهیمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران،

doi
10.30465/fabak.2025.9525
چکیده

فلسفه برای کودکان (فبک)، از برنامه‌های تحول‌گرای تعلیم و تربیت است که در اوایل دهۀ 1970، به کوشش متیو لیپمن طراحی شد. در این برنامه مهارت‌های اندیشه‌ورزی، از سنین پایین و در قالب داستان‌هایی خاص، به کودکان آموخته‌می‌شود تا در موقعیت‌های پیچیدۀ زندگی فردی و اجتماعی، یاریگر آنان باشد. در این پژوهش که هدفی کاربردی و روشی توصیفی- تحلیلی دارد، داستان «کلاغ‌ها»ی نادر ابراهیمی، با معیار فبک (بسندگی ادبی، فلسفی و روان‌شناختی)، بررسی و تحلیل شده‌است. نتیجه این‌که: داستان از نظر شخصیت و شخصیت‌پردازی، صرف‌نظر از معایبی جزیی، مناسب است. پی‌رنگی منسجم و جذاب؛ اما همراه با ضعف گره‌گشایی دارد. داستان کلاغ‌ها برای مخاطب باورپذیر می‌نماید. زبان آن روان، گیرا و امروزی و متناسب با سطح فهم گروه سنی «ج» است. مفاهیم و موضوعات درخوربحث بسیاری در موقعیت‌های گوناگون داستان مشاهده می‌شود. از بین درون‌مایه‌های سه‌گانۀ آن، دو مورد تلقینی صریح دارد و مورد دیگر غیرتلقینی است. داستان کلاغ‌ها، از موقعیت‌های چالشی فراوان و قابل‌تعمیم به زندگی واقعی مخاطب برخوردار است. گفت‌وگوهای تقابلی و مباحثه‌محور پُرشمار دارد که بی‌شباهت به گفت‌وگوهای فبکی نیست. در داستان مفاهیم و موضوعاتی برای گروه‌های سنی «ب»، «ج» و «د» وجود دارد. در هر سه بسندگی داستان، ضعف‌هایی هست که آن را نیازمند بازنویسی کرده‌است.