روابط ساختاری نظریه ذهن با رفتار مخاطره آمیز در کودکان دارای کمبود توجه/فزون-کنشی با میانجی‌گری بدرفتاری روان‌شناختی

نویسندگان

1 استادیار، گروه روانشناسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران،

3 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه پیام نور، اندیمشک، ایران

doi
10.30465/fabak.2024.9547
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی روابط ساختاری نظریه ذهن با رفتار مخاطره آمیز در کودکان دارای کمبود توجه/فزون­کنشی با میانجی­گری بدرفتاری روانشناختی انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کودکان 8 تا 12 سال شهر تهران تشکیل می­دادند. نمونه پژوهش 316 نفر از کودکان دارای کمبود توجه/ فزون­کنشی شهر تهران بود که به روش نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­های پژوهش از پرسشنامه نظریه ذهن (استیرمن، 1999)، بدرفتاری روانشناختی (فیدل، 1989) و مقیاس خطرپذیری (آیبرگ و پینگوس، 1999) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از تحلیل مسیر با استفاده از AMOS ویراست 24 و SPSS 27  استفاده شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین نظریه ذهن با بدرفتاری روانشناختی و رفتارهای مخاطره­آمیز رابطه منفی وجود دارد (05/0≥P). یافته­ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با داده­هاست. نتایج حاصل از الگوی ساختاری نشان داد که 17 درصد از واریانس بدرفتاری روانشناختی توسط نظریه ذهن و 56 درصد از واریانس رفتار مخاطره­آمیز توسط نظریه ذهن و بدرفتاری روانشناختی تبیین می­شود. می­توان نتیجه گرفت که نقص در نظریه ذهن در تعامل با ادراک بدرفتاری روانشناختی در کودکان کمبود توجه و فزون کنشی می­تواند زمینه­ساز بروز رفتارهای مخاطره­آمیز در کودکان شود. بنابراین رفتارهای مخاطره­آمیز و تکانشی در کودکان کمبود توجه و فزون کنشی نیازمند مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد است.