اندیشیدن کودک به مثابه مسالهای فلسفی
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، گروه مطالعات میانفرهنگی معاصر، تهران، ایران
doi
10.30465/fabak.2025.9524چکیده
ذهن و اندیشیدن کودک و شیوه کارکرد آن مورد مطالعه علوم متفاوت، به ویژه روانشناسی کودک بوده است. فلسفه نیز به این موضوعات توجه دارد. اما توجه فلسفه به اندیشیدن کودک متمرکز بر این مساله نیست که کودک به چه مسائل فلسفی میاندیشد. توجه فیلسوفان بر اندیشه کودک تابع پاسخ به مسائل فلسفی است، مثل مساله چگونگی حصول معرفت، مساله نسبت معرفت با زبان و فرهنگ، و مساله امکان معرفت پیش از یادگیری زبان مادری. در پاسخ به چگونگی امکان معرفت، فیلسوفان و معرفتشناسان به ماهیت سوژه (صاحب تجربه) توجه کردند و در سنت تجربهگرایی جریانی شکل گرفت که در جوهر بودن ذهن فردی تردید ایجاد کرد و به تبع آن، زبان را به مثابه هویت سوبژکتیو جمعی در فرایند معرفت معرفی کرد. در نتیجه، این جریان فلسفی کودک را پیش از ورود به قلمرو زبان مادری، فاقد معرفت و اندیشه دانست. در این مقاله فرایند تاریخی مذکور را از فیلسوفان کلاسیک مدرن تا کواین و ویتگنشتاین دنبال میکنیم، و مسایل مذکور را بررسی خواهیم کرد. روش این پژوهش کتابخانهای و مبتنی بر متون فلسفی و تحلیل آنها است و آشکار خواهد شد که تامل در باب اندیشه کودک چگونه میتواند به پاسخ به برخی مسائل فلسفی بیانجامد.