اثربخشی آموزش تفکر فلسفی به کودکان بر استرس تحصیلی، خویشتنداری و تفکر انتقادی دانشآموزان مقطع ششم ابتدایی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران
2 دانشیار روانشناسی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران.
3 استادیار روانشناسی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران
4 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران
doi
10.30465/fabak.2024.9295چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش تفکر فلسفی به کودکان، بر استرس تحصیلی، خویشتنداری و تفکر انتقادی دانشآموزان مقطع ششم ابتدایی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون، پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان پسر مقطع ششم ابتدایی شهر محلات در سال تحصیلی 1398-1399 بودند، نمونه مورد مطالعه 44 نفر بودند که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و جهت جمعآوری دادهها به پرسشنامههای استرس انتظارات تحصیلی آنگ و هوان (2006)، خودکنترلی فرم کوتاه تانجی، بامیستر و بون (2004) و تفکر انتقادی ساسو (2013) پاسخ دادند. گروه آزمایش به مدت ده جلسه یک ساعته تحت اجرای برنامه آموزش تفکر فلسفی قرار گرفتند. محتوای جلسات آموزشی برگرفته از کتاب بهانههایی برای فکر کردن: روشی برای پرورش تفکر فلسفی در کودکان و نوجوانان، اثر محبوبه اسپیدکار (1395) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری با نرم افزار SPSS-22 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد سطح معناداری اثر گروه (حذف اثر احتمالی نمره های پیش آزمون) برای متغیر تفکر انتقادی (30/19= Fو00/0=P) و مولفههای آن گشودگی انتقادی (21/4= Fو04/0=P) و شکاکیت تأملی (26/8= Fو00/0=P)، خویشتنداری (05/20= Fو00/0=P)، و استرس تحصیلی (52/22= Fو00/0=P) و مولفههای آن استرس ناشی از انتظارات شخصی ازخود (97/5= F و02/0=P) و استرس ناشی از انتظارات والدین/معلمان (15/3= Fو05/0=P)، از سطح معنیداری آلفا (05/0) کوچکتر میباشد، میتوان نتیجه گرفت که آموزش تفکر فلسفی به کودکان به عنوان مداخلهای کارا بر متغیر استرس تحصیلی، خویشتنداری و تفکر انتقادی دانشآموزان تأثیر دارد.