برچسبهای کاربردی در فرهنگهای عمومی یکزبانه فارسی
نویسندگان
1 دکتری زبانشناسی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
2 استادیار گروه زبانشناسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
doi
10.22054/ls.2024.79033.1636چکیده
برچسبزنی یکی از امکانات خردساختار است که فرهنگنویس برای معرفی مؤلفههای صوری و معنایی واژه در اختیار دارد. اگر هر مدخل را در قالب یک جفت صورت ـ معنا در نظر بگیریم، آنگاه برچسبهایی که به اطلاعات نحوی و ساختاری واژه مربوط میشوند، از جنس صورت و برچسبهایی که به جنبههای معنایی و کاربردشناختی واژه میپردازند، از جنس معنا بوده و «برچسبهای کاربردی» نامیده میشوند. پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر طبقهبندی نهگانه اتکینز و راندل، برچسبهای کاربردی در سه فرهنگ یکزبانه فارسی (معین، معاصر و سخن) را واکاوی نماید. پژوهش حاضر به شیوۀ تحلیلی ـ توصیفی، شیوههای برچسبگذاری در پیکرة پژوهش را بررسی کرده است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در هر سه فرهنگ، برچسب «حوزه» کارآمدترین شیوه برای ارائۀ اطلاعات کاربردشناختی و نشاندارکردن عناصر فرهنگمحور بوده است. این در حالی است که از ظرفیت برچسب «سیاق» که به درجة رسمیت واحدهای زبانی دلالت دارد، در فرهنگهای نامبرده استفاده نشده و میزان رسمیبودن یا نبودن واژهها را باید از سایر برچسبها دریافت. در خصوص برچسبهای کاربردی چندگانه، نکتۀ حائزاهمیت درج نظاممند آنهاست، بهگونهای که کاربر فرهنگ بتواند اطلاعات کاربردشناختی لازم را بهسهولت دریافت نماید. بررسی برچسبهای کاربردی چندگانه با تکیه بر علوم رایانشی میتواند الگوهای تکرارشوندهای در شیوة درج آنها فراهم آورد، به این معنا که برخی از انواع برچسبهای کاربردی احتمال وقوع نوعی دیگر را افزایش میدهند. این هموقوعیها در واقعیتهای مربوط به زبانشناسی اجتماعی بسیار اهمیت دارند.