تأثیر انواع استعارههای مفهومی بر انسجام معنایی متن در قیاس با ابزارهای صوری انسجام
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشتۀ واژهگزینی و اصطلاحشناسی، پژوهشکدۀ مطالعات واژهگزینی، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشتۀ واژهگزینی و اصطلاحشناسی، پژوهشکدۀ مطالعات واژهگزینی، تهران، ایران
doi
10.22054/ls.2024.79200.1651چکیده
استعارۀ مفهومی به درک یک حوزة مفهومی برحسب حوزة مفهومی دیگر اشاره دارد. این پدیده صرفاً واژگانی نبوده و در قالب نگاشت حوزهای بر حوزهای دیگر تحلیل شده است. در گفتمان، استعارههای جدید میتوانند از نگاشتهای متعارف و تثبیتشدة هر دو حوزة مبدأ و هدف پدید آیند. زبانشناسان نقشگرا متن را یک واحد معنایی و کاربردشناختی قلمداد میکنند و ابزارهایی برای سنجش انسجام صوری معرفی کردهاند. همچنین، آنان انسجام را فرایندی دانستهاند که در آن موضوعات و رویدادها در یک گفتمان منطقی و فرهنگوابسته گرد هم آمدهاند. از سوی دیگر، انسجام معنایی در زبانشناسی شناختی، مربوط به سازگاری ارتباطهای معنایی متن است. پژوهش حاضر، تلاشی است در جهت پاسخ به این دو پرسش: 1) تأثیر استعارههای شناختی بر انسجام معنایی یک متن تخصصی چگونه است؟ بهعبارتدیگر، استعارههای شناختی در یک متن تخصصی چگونه خود را نمایان میکنند؟ ۲. ارتباط بین انسجام معنایی و انسجام صوری باتوجهبه تحلیل زبانشناسان شناختی و نقشگرا چیست؟ در پژوهش حاضر، روشهای مختلف تحلیل گفتمان مطالعه شد؛ به این صورت که پیکرهای متشکل از 640 داده از استعارههای مفهومی کتابهای تاریخ هنر هنرستان گردآوری و باتوجهبه ابزارهای انسجامی بررسی شد. نتایج نشان داد که انسجام معناییِ حاصل از استعارة مفهومی، خود را در ساختار متن نمایان میکند. همچنین، ارتباط میان انسجام معنایی و صوری از منظر رویکردهای شناختی و نقشگرا ارائه شد. برایناساس، به نظر میرسد متنی که از منظر زبانشناسان شناختی بهوسیلة ساختار سلسلهمراتبی استعارة مفهومی دارای انسجام مفهومی است، از منظر نقشگرایان نیز، دارای پیوستگی است.