جایگاه تفکر انتقادی در "بخوان و بیندیش"‌های کتاب‌های فارسی دورۀ دوم ابتدایی بر اساس مؤلفه‌های تفکر فلسفی لیپمن

نویسندگان

1 کارشناس ارشد آموزش زبان فارسی، آموزگار آموزش و پرورش شهرستان آمل. آمل،ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران،

doi
10.30465/fabak.2022.41626.2110
چکیده

افزایش مهارت تفکر و فراخ‌اندیشی به همراه بالا بردن سطوح تفکر انتقادی، باید در همان نخستین سال‌های زندگی کودکان که شالودة نگرش آنها در آینده شکل می‌گیرد، آغاز شود. در نظام‌های آموزشی متمرکز، کتاب‌های درسی می‌تواند نقش مهمی در ارائة این نوع تفکر برای دانش‌آموزان ایفا کند. پژوهش حاضر، بر آن است بر اساس مؤلفه‌های تفکر فلسفی لیپمن، جایگاه تفکر انتقادی را در کتاب‌های فارسی ابتدایی مورد بررسی و تحلیل قراردهد. جامعۀ آماری در این پژوهش کتاب‌های فارسی دورۀ دوم ابتدایی سال تحصیلی 99-1400 و نمونة آماری «بخوان و بیندیش»های موجود در این کتاب‌ها است. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا نگاشته‌شده‌است و با کدگذاری قیاسی، میزان توجه کتاب‌های نامبرده را به 19 گویة تفکر انتقادی مد نظر لیپمن مورد تحلیل قرارداده‌است. برای رسیدن به پایایی کدها، بخش‌هایی از محتوا توسط دو کدگذار، کدگذاری شد و روایی آن از روش کثرت‌گرایی و اعتماد‌سازی صورت گرفت. تحلیل یافته‌ها بر اساس نرم افزار SPSS انجام شد و نتایج حاصل نشان داد: مقدار سطرهای درگیر مؤلفه‌های تفکر انتقادی لیپمن در بخوان و بیندیش‌های پایۀ چهارم بیشتر و در پایة ششم کمتر بوده‌است. مؤلفۀ توجه به شرایط استثنایی و نامتعارف در تمام پایه‌ها بالاترین سطح را داشته و مؤلفۀ تفسیر صحیح کلام و توجه به اهداف گوینده در ترجمه و تفسیر کلام، در تمام پایه‌ها مغفول مانده‌است. توزیع نامتوازن این مؤلفه‌ها در بخوان و بیندیش‌های فارسی دورة دوم ابتدایی و مغفول ماندن برخی از مؤلفه‌ها، نشان دهندة نیاز به توجه بیشتر مولفان کتاب‌های درسی به ابعاد تفکر فلسفی – انتقادی- لیپمن در بخش‌هایی از کتاب است که دقیقا به این منظور در کتاب‌های درسی گنجانده‌شده‌است.