نقش صاحبان قدرت اجتماعی در بحران جاهلیت در اندیشه ملاصدرا (خوانشی کیفی از رساله سه اصل و کسر اصنام الجاهلیه)
نویسندگان
1 استادیارگروه معارف اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران،
2 استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران؛ (نویسنده مسئول).
3 دکتری تخصصی کلام، دانشیار معلم آموزش و پرورش، اصفهان، ایران
doi
10.30465/cw.2026.51591.2100چکیده
حکمت متعالیه با هدف اصلاح و تکمیل عقل عملی، تنها در بستر اجتماعی محقق میشود. ملاصدرا بهعنوان فیلسوفی اجتماعی، پرداختن به وضعیت تاریخی و اجتماعی زمانه را وظیفه فیلسوف دانسته و در دو رساله «کسر اصنام الجاهلیه» و «رساله سه اصل» به این امر پرداخته است. مسئله اصلی پژوهش: شکلگیری گروههای قدرت غیرحکومتی است که با ایجاد «جهل مقدس» در جامعه، بحرانی بزرگ آفریده و میتوانند محرک تحولات سیاسی-اجتماعی در جامعه باشند. روش: این پژوهش با روش تحلیل مضمون به واکاوی ویژگیهای این گروهها پرداخته است. یافتهها؛ نشان میدهد که مثلث «تزویر» (خواص غیرحکومتی) در کنار دو ضلع «زر» (نخبگان اقتصادی) و «زور» (خواص حکومتی)، با ایجاد چرخش نخبگانی و جایگزینی این گروه نورسته به جای مرجعیت واقعی (عارفان راستین)، موجب ناتوازنی اجتماعی، رابطه صید و صیادی و بهرهکشی نسبت به طبقات فرودست شده است. نتایج: ضلع تزویر با ابزارهایی مانند توحید نمایشی، صوفیگری ظاهری، عوامفریبی، تخریب و فقدان معرفت نفس، تحولات سیاسی-اجتماعی ناشی از دگرگونی ارزشها را سبب میشود. بنابراین رسالت فیلسوف اجتماعی، شکستن بتهای جاهلیت، شناساندن این گروههای قدرت به مردم و آگاهسازی جامعه نسبت به گردش نخبگان است تا از بروز مصائبی سترگ که حتی میتواند تا به شهادت رساندن امام حسین(ع) اثرگذار باشد، جلوگیری کرد.