اصالت وجود و تأثیر آن بر فهم واقعیت: پژوهشی میانرشتهای در فلسفه و علم مدرن
نویسندگان
1 کارشناسی مهندسی برق، دانشگاه صنعتی شریف
doi
10.30465/cw.2026.51543.2097چکیده
مسئله اصلی این پژوهش، بازاندیشی در چیستی واقعیت از منظر فلسفه و علم مدرن است؛ پرسشی که میپرسد آیا واقعیت، بازتابی عینی از جهان بیرون است یا سازهای ذهنی در ادراک انسان. برای پاسخ به این مسئله، پژوهش با رویکردی میانرشتهای میان حکمت متعالیه ملاصدرا و علوم شناختی و فیزیک مدرن پیش میرود. در روش تحقیق، سه گام اصلی دنبال شده است: نخست، تحلیل فلسفی مفاهیم «اصالت وجود» و تمایز آن از «ماهیت» در حکمت صدرایی؛ دوم، مرور نظاممند یافتههای علوم اعصاب (بهویژه نظریه پردازش پیشبینانه) و فیزیک مدرن (نسبیت، کوانتوم و گرانش کوانتومی)؛ و سوم، تلفیق نظری این دو حوزه برای تبیین پیوند میان وجود اصیل و مدلسازی ذهنی. یافتهها نشان میدهند که ادراک انسان حاصل بازسازیهای پیشبینانه مغز است، نه دریافت مستقیم از جهان، و در عین حال، فیزیک مدرن نشان داده است که زمان، مکان و ماده نیز وابسته به مشاهدهگرند. بر این اساس، واقعیت نه صرفاً ذهنی است و نه کاملاً عینی، بلکه برآمده از تعامل پویا میان وجود مستقل و بازنماییهای ذهنی است. نتیجه پژوهش آن است که نظریه «اصالت وجود» میتواند چارچوبی فلسفی فراهم آورد که همزمان با علوم مدرن سازگار باشد و راهی نو برای گفتوگو میان فلسفه، علوم شناختی و فیزیک گشاید.