بررسی میزان پرداختن به اهداف کلی برنامه‌ی فلسفه برای کودکان از دیدگاه لیپمن در مطالعات اجتماعی پایه‌ی پنجم و ششم ابتدایی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد روانشناسی، دانشگاه آزاد، بندرلنگه، ایران،

doi
10.30465/fabak.2022.41205.2100
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان پرداختن به اهداف کلی برنامه‌ی فلسفه برای کودکان است. این پژوهش بااستفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. برای تجزیه و‌ تحلیل داده‌های پژوهش از روش آنتروپی شانون استفاده شد. نمونه پژوهش شامل کتاب‌های مطالعات اجتماعی پنجم و ششم ابتدایی سال 1401-1400 بود. ابزار پژوهش، فهرست وارسی مؤلفه‌های اهداف فلسفه برای کودکان بوده‌است. نتایج نشان داد، توجه به مؤلفه‌های اهداف فلسفه برای کودکان در کتاب مطالعات ششم ابتدایی با %53 بیشتر از توجه به مؤلفه‌های اهداف فلسفه برای کودکان در محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پنجم با %47 است. بیشترین توجه به «رشد فردی و میان‌فردی» با %37 درصد و کمترین توجه به «پرورش خلاقیت» %7 درصد شده است. همچنین درصد توجه به اهداف مختلف فلسفه‌برای‌کودکان در محتوای کتاب مطالعات پنجم و ششم، توزیع یکسانی ندارد. «بهبود توانایی استدلال» %30، «پرورش درک اخلاقی» %11، «پرورش توانایی مفهوم‌یابی در تجربه» %15 را به خود اختصاص داده‌اند. به‌طورکلی کتاب مطالعات ششم، توجه بیشتری به اهداف فلسفه برای کودکان داشته است. از بین اهداف، بیشترین ضریب اهمیت، مربوط به «پرورش درک اخلاقی» و کمترین ضریب اهمیت، مربوط به «پرورش خلاقیت» است. از سوی دیگر، دو هدف «بهبود توانایی استدلال» و «پرورش توانایی مفهوم‌یابی در تجربه» ضریب اهمیت یکسانی دارند.