ماده و جهت نزد فخر رازی و متأخران
نویسندگان
1 استاد منطق، مؤسسة پژوهشی حکمت و فلسفة ایران،
doi
10.30465/cw.2026.52610.2122چکیده
در مقالة دیگری نشان دادهام که در منطق ارسطویی - سینوی، میان ماده و جهت قضایا تمایز قائل شدهاند و دست کم دو رویکرد متفاوت به این تمایز در تاریخ منطق سینوی وجود دارد. 1. ابنسینا برای نخستین بار ماده را امری غیر لفظی گرفت و آن را به «حالت محمول در نسبت با موضوع» تعریف کرد؛ 2. اما سهروردی ماده را خود قضیه منهای جهت یا منهای جهت و سلب در نظر میگرفت. مسئله: اکنون این پرسش مطرح است که منطقدانان پساسهروردی چه مواضعی در این زمینه اتخاذ کردهاند؟ روش: تحلیلی-تاریخی است. این مقاله به گزارش تحلیلی این دو رویکرد مختلف به ماده پس از سهروردی میپردازد و این سؤال را پیش میافکند که هر کدام از این دو رویکرد چهویژگیهایی داشتند و چرا این انتقال معنایی رخ داد. در این مقاله، موضوع را از فخر رازی تا ملاصدرا پی گرفتهام. یافتهها: خونجی و ابهری در سدة هفتم هجری هرچند در آثار نخستینشان از رویکرد سهروردی پیروی کردند، در آثار متأخرشان، با توجه به رویکرد ابنسینا، ماده را به «کیفیت نسبت محمول به موضوع» تعریف کردند و جهت را دالّ بر ماده یا حاکی از آن دانستند و این تعریف را در منطق سینوی جا انداختند. پس از خونجی و ابهری، تقریباً همة منطقدانان مسلمان رویکرد ابنسینا و تعریف خونجی و ابهری از ماده و جهت را پذیرفتند و رویکرد سهروردی بهتمامی فراموش شد تا حدی که امروزه، تقریباً هیچ کس خبر ندارد که تعریف لفظی از ماده نیز زمانی وجود داشته است. نتیجه: در مجموع، نشان خواهم داد که بسیاری از منطقدانان مسلمان در آثار مختلفشان گاهی از رویکرد ابنسینا پیروی میکردند و گاهی از رویکرد سهروردی.