«واکاوی تعین فرهنگی- اجتماعی حکمت متعالیه و نسبت آن با دوره معاصر ما»
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه شهید مطهری
doi
10.30465/cw.2025.50811.2085چکیده
شناخت حکمت متعالیه، مرهون توجه به اضلاع ثلاثه آن یعنی حکیم، هندسه معرفتی حکمت متعالیه و تعین فرهنگی-اجتماعی آن است. مسئله اصلی این پژوهش: ضلع سوم یعنی تعین فرهنگی-اجتماعی حکمت متعالیه است که شامل زمینه و زمانه شکلگیری حکمت متعالیه و کنش فلسفی صدرا نسبت به آنهاست. روش: به شکل توصیفی-تحلیلی است تا ضمن بررسی توصیفیِ پیشینه، پسینه و حالِ در گذشته حکمت متعالیه و تحلیل کنش معرفتی او در آن شرائط، فهم واضحتری از وضع کنونی ما به دست آید.یافتهها: حاکی از آن است که پیشینه این نظام فلسفی از مدرسه حلّه و سنّت حکمی شیراز تا سیاست انسجامگرایی در وحدت سرزمینی و رویکرد شیعی در فرهنگ صفویه است. پسینه آن نیز تا رسیدن به سنت حکمی تهران و قم و سایر فرهنگها، بازخوانی حِکمی و انسجامگرای صدرائی از تنوعات معرفتیِ درونفرهنگی و رویکرد دینی به علم را نشان میدهد.نتیجه: عدم تلقی آخرتگرایانه صرف به علم و توجه به نظام بازتر آموزشی،رویکرد تطبیقی،زمان این-جهانی و مکان و موقعیّت سرزمینی و التفات موازی به زندگی انضمامی در کنار ابعاد الهیاتی، از جمله مولفههای مهم در فهم و ترمیم طرحواره صدرائی و نسبت آن با وضعیت معاصر ماست که میتواند رهگشای صیرورت و تکامل فلسفی ما باشد.