تحلیل تطبیقی روششناسی ملاصدرا و کانت در تبیین واقعیت و معرفت
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی ،دانشگاه پیام نور، تهران،ایران
doi
10.30465/cw.2025.51730.2105چکیده
مقاله حاضر با عنوان «تحلیل تطبیقی روششناسی ملاصدرا و کانت در تبیین واقعیت و معرفت»، به بررسی دو نظام فلسفی متفاوت در پاسخ به مسئله امکان شناخت و حدود واقعیت میپردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که چگونه این دو فیلسوف با تکیه بر پیشفرضهای متافیزیکی متفاوت، به تبیین واقعیت و معرفت پرداختهاند و این تفاوتها چگونه در روششناسی آنها بازتاب یافته است. فرضیه پژوهش آن است که تمایز در مبانی هستیشناختی، به تفاوت در روشهای فلسفی این دو متفکر انجامیده است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانهای است. در این پژوهش، دیدگاههای ملاصدرا بر پایه اصولی همچون اصالت وجود، تشکیک در هستی، حرکت جوهری و علم حضوری، در برابر نظریه ایدئالیسم استعلایی کانت قرار گرفته و تحلیل شده است. یافتهها نشان میدهد که ملاصدرا با پیوند عقل و شهود، معرفت را نوعی حضور وجودی و شهودی حقیقت در ذهن میداند، در حالیکه کانت با محدود ساختن شناخت به پدیدار و تمایز میان نومن و فنومن، معرفت را امری حاصل از ساختار ذهنی انسان تلقی میکند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که گرچه هر دو فیلسوف به دنبال پاسخی برای حدود و امکان معرفتاند، اما بهواسطه روششناسی متفاوت خود، به نظامهایی ناهمگون دست مییابند که از تفاوت در مبانی متافیزیکی آنها ریشه میگیرد.