تحلیل شناختی استعاره‌های مفهومی عشق در زبان روزمره نابینایان و بینایان بزرگسال

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران

doi
10.22054/ls.2023.69862.1556
چکیده

حس بینایی یکی از مهم­ترین حواس انسان در درک و دریافت­ داده­های محیطی است و نقشی اساسی در شناخت و پردازش بسیاری از رفتارها دارد. از‌این‌رو، انتظار می­رود که عملکرد افراد نابینا در فرایند فراگیری زبان و اکتساب مهارت‌های شناختی از جنبه‌های گوناگون با عملکرد افراد بینا متفاوت باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسۀ مفاهیم استعاری عشق در گفتار روزمرۀ بزرگسالان بینا و نابینای دوزبانه کردی ـ فارسی انجام شد. به‌این‌منظور، داده­های پژوهش از طریق مصاحبه با 50 گویشور بزرگسال بینا و نابینای دوزبانۀ کردی ‌ـ فارسی‌زبان در ردۀ سنی 18 تا70 سال در استان ایلام گردآوری شد. تحلیل داده­ها با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و آمار استنباطی در نرم­افزار SPSS  نسخه 22 صورت گرفت. بر اساس یافته‌های پژوهش، از نظر فراوانیِ تعداد استعاره­ها، تفاوت معنی­داری بین بزرگسالان بینا و نابینا وجود نداشت، اما فراوانی منشأهای حسی به‌کاررفته برای قلمروهای مبدأ عشق در گفتار این دو گروه با یکدیگر متفاوت بود، به‌طوری­که افراد نابینا برای بیان عشق به‌طور معنی­داری حس شنوایی را بیشتر از افراد بینا به کار ‌بردند. در برخی استعارات نیز، آزمودنی‌ها از قلمروهای مبدأ خاصی برای بیان عشق استفاده کرده بودند که به نظر می‌رسید بازتابی از تأثیرات فرهنگی باشد. افزون‌براین، دستاوردهای این پژوهش می­تواند با کمک به برطرف‌کردن مشکلات زبانی افراد نابینا، منجر به تعامل بیشتر این افراد با اجتماع شود.