بررسی مطابقة جنس دستوری در گویش ابیانه‌ای

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

doi
10.22054/ls.2023.73653.1579
چکیده

جنس دستوری یکی از مقوله‌های دستوری اسم بـه شـمار مـی‌آیـد کـه در بسیاری از زبان‌های ایرانی نو مشاهده می‌شود، گرچه نحـوة متجلـی‌شـدن آن در این زبـان‌هـا متفاوت است. از‌آنجاکه جنس دستوری ابیانه‌ای (از مجموعه گویش‌های مرکزی ایران) ارتباط منسجمی با صورتِ واژه‌ها ندارد و نشانگرهای صوری مشخصی (به‌جز برخی اسم‌های مختوم به واکه) برای جنس مذکر و مؤنث موجود نیست، براین‌اساس برای تعیین وضعیت جنس در این گویش، طبق چارچوب نظری ارائه‌شده توسط کوربِت، از مطابقه به‌عنوان مهمترین معیار تشخیص جنس استفاده شده است. مقالة حاضر با ارائة شواهد و نمونه‌هایی از گویش ابیانه‌ای که به روش میدانی و از طریق مصاحبه با چهار گویشور ابیانه‌ای گردآوری شده، به دنبال آن است که گسترة مطابقة جنس دستوری را مشخص سازد. این بررسی نشانگر آن بوده است که مطابقه در دو سطح گروه اسمی و بند رخ می‌دهد. جنس دستوریِ اسم به‌عنوان هستة گروه اسمی، صورت صرفی برخی از اصلی‌ترین وابسته‌های خود، مانند عددِ «یک»، صفت بیانی، صفت اشاره، مسندِ مختوم‌به واکة /ɑ-/، عدد ترتیبی، نشانة معرفه، صفت تفضیلی و حتی کمی‌نمایِ «بیشتر» را تعیین می‌کند و از طرفی، در سطحِ بند نیز بر ویژگی مطابقة فعل با فاعل (صورت سوم شخص مفردِ ماضی) و مفعول (فقط در ساخت‌های ماضی) تأثیر می‌گذارد. همچنین، چون تمایز دو جنس مذکر و مؤنث فقط در شمار مفرد دیده می‌شود و در شمار جمع این تمایز منتفی است، مطابقه در ابیانه‌ای را باید از نوع همگرا محسوب کرد.