بنیان های جغرافیایی و ژئوپولیتیکی روابط در شبه قاره هند
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22111/jsr.2011.406چکیده
بقای ملی هدف ثابت و غیرقابل تغییر هر حکومت مبتنی بر ملت است؛ این مقوله به نوبه ی خود متأثر از امنیت ملی و امنیت ملی نیز به میزان قابل توجهی تحت تأثیر کیفیت روابط ومناسبات بین کشورها در چهارچوبهای منطقهای و بینالمللی است. در سال های اخیر، هر چند که به اعتقاد برخی از کارشناسان مسائل سیاسی از میزان نقشآفرینی بنیانهای جغرافیایی و ژئوپولیتیکی در ماهیت مناسبات و روابط بین کشورها کاسته شده است؛ اما بنا به استدلالهای این پژوهش، هنوز بستر و زمینههای اصلی مناسبات بین کشورها در سالهای نخست قرن بیست و یکم متأثر از عوامل جغرافیایی و ژئوپولیتیکی یا به عبارت دیگر جغرافیای محلی و بینالمللی آنهاست. از این رو، مقاله حاضر در صدد برآمده است تا کارکرد و نقش بسترهای جغرافیایی و ژئوپولیتیکی مناسبات بین واحدهای سیاسی شبه قار ی هند را در سطح محلی (درونمنطقهای) مورد بررسی قرار دهد. براساس نتایج این بررسی، روابط ژئوپولیتیکی بین کشورهای شبه قاره(در سطح درونمنطقهای) تحت تأثیر بنیانهای جغرافیایی و ژئوپولیتیکی مناقشات موجود در منطقه بویژه روابط خصمانه حاکم بر مناسبات بین هند و پاکستان، مبتنی بر الگوی تقابل شکل گرفته است.