مطالعه تطبیقی عالم مُثُل و مثال در اندیشه سهروردی و ساحتِ زبان در اندیشه مارتین هیدگر
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، ایران.
2 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران.
3 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، ایران.
doi
10.30465/cw.2025.51954.2107چکیده
مسأله: عاَلمِ مُثُل و مثال، از مباحثِ مهمّی است که از ابتدایِ تاریخِ فلسفه حضور داشته است. برخی غفلت از عالَمِ میانه را موجبِ بحران در اندیشۀ غرب دانستهاند. این مسأله در فلسفۀ تطبیقی دوچندان اهمّیت مییابد. این رویکرد، بدونِ وجودِ ساحتِ فراتاریخ و عالَمِ میانه، ممکن نخواهد بود. روش: این تحقیق با روش توصیفیتحلیلی، با گردآوریِ کتابخانهای و رویکردی تطبیقی به مطالعۀ مُثُلِ افلاطونی و عالَمِ مثال در اندیشۀ سهروردی و ساحتِ زبان در اندیشۀ هیدگر خواهد پرداخت. یافتهها: در اندیشۀ سهروردی عالَمِ مثال، ساحتی خیالین، حقیقی و عینی است که برخلافِ مُثُل، دارای مقدار و شکل است. هیدگر، از منتقدانِ مُثُلِ افلاطونی است؛ با اینحال، در رابطه با زبان، از ساحتی خیالین، حقیقی و عینی سخن میگوید که دارایِ مقدار و شکل میباشد. در مواردی از ساحتی حقیقیتر، مانندِ ذاتِ هنر، سخن گفته که فاقدِ مقدار و شکل است.نتیجه: هیدگر نیز به امری چون عالَمِ مُثُل و مثال معتقد است؛ امّا منتقدِ تفسیری از آن است که بر حقیقت به معنایِ مطابقت تأکید میکند. هیدگر نحوۀ حضورِ مراتبِ هستی و شناختِ آنها را مبتنی بر آشکارگی میداند. سهروردی نیز بر نور تأکید کرده و شناخت را از سنخِ علمِ حضوریای دانسته که مبتنی بر مطابقت نیست.