تحلیل و تبیین تأثیر دو نظریه اصالت وجود و بساطت وجود در حکمت صدرایی بر تفسیر توحید قرآنی در المیزان
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش الهیات دانشگاه فرهنگیان، تهران- ایران،
doi
10.30465/cw.2026.50537.2083چکیده
توحید اساسیترین اصل اعتقادی است که جمیع معارف اسلامی مبتنی بر آن است. موضوع این پژوهش تحلیل تأثیر اصالت و بساطت وجود بر فهم توحید قرانی از دیدگاه علامه طباطبایی است. روش تحقیق: توصیفی –تحلیلی با تکیهبر متن است. علامه طباطبایی (1281-1360) مفسری بزرگ و فیلسوفی پیرو حکمت متعالیه است . او معتقد است توحید قران به این معناست که خداوند احدی الذات است و ذات از هر نوع ترکیبی اعم از خارجی ، ذهنی ، تحلیلی، منزه است که با درک عرفی یعنی وحدت عددی خداوند متفاوت است . هدف: این پژوهش این است که با تحلیل متن تفسیر المیزان نشان داده شود که علامه چگونه در تبیین احدیت ذات از اصول حکمت متعالیه بهره برده است .یافتههای پژوهش: نشان میدهد که علامه در تبیین احدیت ذات از مبانی چون اصالت وجود ، بساطت و صرافت حقیقت وجود استفاده فراوان کرده است و استفاده از این اصول را منافی شیوه تفسیری قران به قران نشمرده است . درنتیجه: میتوان گفت با توجه بهنظام فکری علامه در اعتماد به عقل در فهم حقایق مطابق با واقع ،در سایه معرفت برهانی میتوان از معرفت وحیانی دریافت عمیقتری داشت .