تحلیل ناپایداری محیط با استفاده از شاخصهای ژئومورفولوژیکی (مطالعه موردی: توده نفوذی آله در قم)
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بزرگمهر قاینات
2 دانشجوی دکتری مخاطرات ژئومورفولوژیک-دانشکده برنامهریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز
doi
10.22111/jneh.2022.36643.1731چکیده
اشکال ژئومورفولوژیکی هرکدام در مراحل مختلفی از روند تغییرات محیطی و تکامل خود، شرایط پایداری و ناپایداریهایی را تحت تأثیر فرآیندهای بیرونی و درونی متحمل میشوند. یکی از این فرمها، تودههای آذرین هستند که در اثر حرکات زمینساختی و جنبش گسلها، شکل متمایزی به خود گرفته و تغییر مییابند. این تغییر را با استفاده از شواهد و شاخصهای ژئومورفولوژیکی میتوان نشان داد. توده آذرین آله در ورای کمربند دگرگونی سنندج -سیرجان در قسمت غربی استان قم واقع شده است. با بررسی الگوهای مختلف از قبیل الگوی زهکشی، تن رنگ، شیب، حلقههای مدور و شاخصهای ژئومورفولوژی، رشد توده در این منطقه آشکار شد. شاخص الگوی کاملاً حکایت از ناپایداری این توده را دارد. اکثر سطوح دامنههای توده آله متشکل از اشکال مثلثی شکل است که تشکیل این سطوح حاصل عملکرد فرآیندهای درونی فعال در مقابل فرآیندهای بیرونی میباشد. تن رنگ سطوح مخروطافکنهها روشن است که نشان از فعالبودن زمینساخت است. حلقههای دایرهای شکلگرفته در توده حکایت از گسترش دامنههای شرقی دارد. شیب مخروطافکنههای این توده بین ۵- ۱۰.۵ است که با عملکرد تکتونیک توجیه میشود و فرآیند مورفولوژی سطوح مخروطافکنهها بهصورت مجرا و پشتههای کوچک است و 2 مورد از حالت فرسایش در قسمت جنوب شرقی توده نفوذی مشاهده شد که به سمت رأس مخروطافکنه در حال پیشروی است. اسارت و انحراف آبراههها در منطقه، از شواهدی دیگری است که متأثر از تکتونیک فعال است. بهدلیل ناپایداری دامنهها و مخروطافکنهها هیچگونه فعالیت انسانی (به جزء مواردی خاص) در منطقه شکل نگرفته است. بهطورکلی این شاخصها و شواهد، از ناپایداری و فعالبودن جنبشهای زمینساختی در توده دیوریتی و همشکلنبودن قسمتهای مختلف توده آذرین خبر میدهند. بنابراین فعالبودن تکتونیک و ناپایداری این محیط کاملاً مورد تأیید است.