تحلیل زبان‌شناختی سازمان متن روایی «لن أعیش فی جلباب أبی» اثر احسان عبدالقدوس بر اساس الگوی حل مسأله مایکل هوئی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.22054/ls.2022.63494.1487
چکیده

زبان­‌شناسی متن، شاخه­ای نوپا در حوزۀ زبان­‌شناسی است که در بررسی زبان از سطح جمله فراتر می‌­رود و بر مطالعۀ متن به‌عنوان بزرگترین واحد زبانی تأکید می­‌ورزد. از میان رویکردهای مختلف زبان‌شناسی متن، الگوی حل مسألۀ هوئی، یکی از پرکاربردترین رویکردها محسوب می­‌شود. این الگو که از چهار عنصر موقعیت، مسأله، پاسخ و ارزیابی تشکیل شده است، به بررسی چگونگی تولید و درک متن می­‌پردازد. این پژوهش، با روش توصیفی ـ تحلیلی، سازمان متن روایی «لن أعیش فی جلباب أبی» اثر احسان عبدالقدوس را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. شیوۀ روایتی این رمان به گونه‌­ای است که می‌­توان آن را با رویکرد حل مسأله بررسی نمود. سازمان این متن روایی حول محور سه مسألۀ اصلی، یعنی سرخوردگی عبدالوهاب، انزوای روزالین و ازدواج نظیره می­‌چرخد. این سه مسأله ارکان اصلی رمان هستند. در این متن، پاسخ­‌های متعددی برای حل مسألۀ اول ارائه می­‌شود که ناموفق بوده و ارزیابی از آنها منفی است. به‌همین‌دلیل، مسألۀ نخست با وجود ورود به چرخۀ مجدد، به‌صورت حل‌نشده باقی می­‌ماند. مسائل دوم و سوم بدون طی کردن چرخۀ طولانی با ارزیابی مثبت پاسخ­های ارائه‌شده با موفقیت به اتمام می­‌رسند. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهند که سازمان متن روایی «لن أعیش فی جلباب أبی» تا حد زیادی با چهار عنصر الگوی حل مسأله منطبق است و ساختار آن از این الگو تبعیت می­‌کند.