ارکان پذیرش مرجعیت معرفتی نزد زگزبسکی و محورهای هم‌خوان با آن در تأملات سهروردی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی، واحد سبزوار، دانشگاه آزاد اسلامی،‌ سبزوار، ایران

3 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران (نویسنده مسئول).

doi
10.30465/cw.2024.50045.2073
چکیده

مرجعیت معرفتی یا اعتماد و رجوع به دیگری/دیگران در کسب معرفت، از دیرباز مورد توجه فیلسوفان بودهاست. اما در دوره مدرن با محوریت خودآیینی در عقلانیت، به مسئله چالش‌برانگیزی تبدیل گشت و مورد نقد قرار گرفت؛ لیندا زگزبسکی فیلسوف فضیلت‌اندیش معاصر، از کسانی‌ست که به کاوش در این حوزه و بررسی نسبت آن با عقلانیت وخودآیینی می‌پردازد. کوشش او در تدقیق مفهوم خودآیینی و سپس توجیه نسبت آن با مرجعیت معرفتی از اهمیتی والا در سیر معرفت‌شناسی برخوردار است. از سوی دیگر در تأملات حکیم سهروردی موسس حکمت اشراق، عناصری مشترک با اندیشه‌های زگزبسکی می‌یابیم که در رویکرد کلی می‌تواند روشنگر وجوهی از عقلانیت در پذیرش مرجعیت معرفتی و ایجاد چشم‌اندازی سودمند در کسب معرفت باشد. نتایجی که از این پژوهش به‌دست می‌آید، نشان می‎دهد مولفه‌های «درون‌نگری خودآگاهانه»، «حجیت اعتماد معرفتی» و «الگوی معرفتی» از ارکان مرجعیت معرفتی نزد زگزبسکی است و با مولفه‌های «معرفت نفس»، «اعتماد معرفتی برای احیای حکمت ازلی» و «الگوی حکیم متالّه» در تأملات سهروردی هم‌خوانی دارد. رابطه معرفت وعقلانیت در این دو رویکرد، حقیقت‌جویی را در فرایندی حاصل از فضیلت، خودآگاهی و حکمت قرار می‌دهد، این امر به تکامل باورهای وحدت‌ساز در فرهنگ‌های متفاوت کمک می‌کند.