ارتقاء حقوق بشر در پرتو تحول ساختاری حقوق بینالملل (مطالعه موردی تحولات کشور لیبی 2011)
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار گروه حقوق دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استادیار علوم سیاسی دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2025.494810.4190چکیده
این پژوهش باهدف ارتقاء حقوق بشر در پرتو تحول ساختاری حقوق بینالملل انجامشده است و بهطور خاص به مطالعه موردی بحران لیبی در سال 2011 پرداخته است و درصدد پاسخگویی به این سؤال است که چگونه توسعه و تحول ساختاری حقوق بینالملل موجب ارتقاء حقوق بشر، و کاربست آن در لیبی شده است؟ تحولات ساختاری حقوق بینالملل نشان دهد که در گذشته و قبل از جنگ جهانی دوم، حاکمیت دولت در ابعاد داخلی و خارجی مبتنی بر دو اصل احترام به حاکمیت و عدممداخله در امور داخلی سایر دولتها بوده، بدین معنا که فعالیت دولتها و اختیارات آنها به حقوق بینالملل مقید و وابسته نبوده است. حوادثی مانند جنگهای جهانی اول و دوم، زمینه پیدایش تحولات هنجاری و ساختاری حقوق بینالملل و توجه به حقوق بشر را فراهم کرد. شواهد نشان میدهدکه تحولات ساختاری بهعنوان مکمل تحولات هنجاری، زمینه اجرایی کردن هنجارهای حقوق بشر را ایجاد نموده است بهنحویکه امروزه سازوکارهای بینالمللی حقوق بینالملل نقض بنیادین حقوق بشر را بهمثابه نقض صلح وامنیت بینالمللی تعریف کرده و با ناقضان آن برخورد میکند و یا حاکمیت مطلق گذشته دولتها را با دفاع از حقوق بشر به چالش میکشد. بحران لیبی در خاورمیانه در سال 2011 از نمونههای نادری است که در طول تحولات تاریخی مشمول ورود این سازوکارهای بینالمللی قرارگرفته است. چراکه سازمانهای منطقهای و بینالمللی حامی حقوق بشر با نادیده گرفتن عدم توسل بهزور درمنشور ملل متحدبه دفاع از مردم لیبی درناآرامیهای داخلی آن کشور بهصورت عملیاتی ورود کرده و سرانجام معمر قذافی را از صحنه سیاست لیبی حذف کردند.