اعتبار اصول امتناع تناقض و طرد شقثالث؛ منطقی یا روانشناختی (مروری بر برداشتها و تفسیرهای نادرست، اتهامهای خودساخته و انواع مغالطه در یک نقد)
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان
2 دانشآموخته دکتری منطق فلسفی دانشگاه اصفهان
doi
10.30465/cw.2024.49220.2059چکیده
منطق کلاسیک با این پیشفرض فلسفی که یک زبان غیرصوری وجود دارد که زبان صوری درصدد ارائه آن است تأسیس شده است. در این منطق، اصول امتناع تناقض و طرد شق ثالث، قضیه به شمار میآیند و برهان دارند. مرتضی حاجحسینی در کتاب طرحی نو از اصول و مبانی منطق، با این پیشفرض فلسفی که یک زبان غیرصوری وجود دارد که زبان صوری درصدد ارائه آن است و تشریح پیامدهای آن به تأسیس دو نظام تابعارزشی و غیرتابعارزشی پرداخته است. در این منطق، اصول امتناع تناقض و طرد شق ثالث، در حکم قاعدهای هستند که هر سطر از برهان بر اساس آن ها نوشته میشود و به همین اعتبار اثباتناپذیر تلقی میشوند. اسدالله فلاحی بیآنکه موضع خود را در قبال پیشفرض یا عدم پیشفرض زبان غیرصوری مشخص کند، در مقالهای که با عنوان «مبانی فلسفی نظامهای حاجحسینی» در شمارهٔ دوم دوره 14نشریهٔ حکمت معاصر در شمارهٔ پاییز و زمستان ۱۴۰۲منتشر شده است، مبانی فلسفی نظامهای تابعارزشی و غیرتابعارزشی و از جمله دیدگاه نویسنده در مورد اصول امتناع تناقض و طرد شق ثالث و پیامدهای آن را نقد نموده است. در این مقاله ابتدا به تشریح مبانی فلسفی و معرفتشناختی نظامهای منطقی و مقایسهٔ این نظامها با یکدیگر در ارتباط با این مبانی میپردازیم و سپس به نقدهای فلاحی پاسخ میدهیم.